 لیست تاریخ نبوی
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 14

اي اباذر دشنام مؤمن گناه است و جنگيدن با او كفر و خوردن گوشتش ( با غيبت ) از نافرماني هاي خدا است و احترام مال مؤمن همانند احترام خون او است . عرض كردم : غيبت چيست ؟ فرمود : برادرت را ياد كني به سخني كه خوش ندارد . گويد : عرض كردم : اي رسول خدا اگرچه آنچه درباره اش گفته شده در او باشد ؟ فرمود : بدان كه چون درباره اش بگويي آنچه را كه در او باشد غيبت او را كرده اي و اگر او را ياد كني بدانچه در او نيست به او بهتان و تهمت زده اي .
اي اباذر كسي كه دور كند از برادر مسلمان غيبت را ( و جلوگيري كند از غيبت او ) بر خدا حق است كه او را از آتش دوزخ آزاد سازد .
اي اباذر كسي كه در نزد او از برادر مسلمانش غيبت شود ، و او بتواند او را ياري كند و ياريش كند ( و جلوي غيبت او را بگيرد ) خداي عزوجل در دنيا و آخر او را ياري كند ، و اگر دست از ياري او بردارد و خوارش كند خداوند در دنيا و آخرات او را خوار كند .
اي اباذر « قتات» داخل بهشت نشود ، گويد : عرض كردم : « قتات » كيست ؟ فرمود : سخن چين .
اي اباذر سخن چين در آخرت از عذاب خدا راحتي ندارد .
اي اباذر هر كس در دنيا دورو و دو زبان باشد در دوزخ نيز دو زبان دارد .
اي اباذر آنچه در مجالس مي گذرد امانت است و افشاء راز برادرت خيانت محسوب بشود از اين رو از اين كار دوري گزين و از مجلس عشيره و قبيله دوري كن .
اي اباذر اعمال مردم دنيا از اين جمعه تا جمعه ديگر بر خدا عرضه شود در دو روز ، روز دوشنبه و روز پنجشنبه ، خداوند بيامرزد گناهان هر بندة مؤمني را جز آن بنده اي كه ميان او و برادر ايماني او كينه و دشمني باشد كه خدا فرمايد : عمل اين دو را واگذاريد تا با يكديگر اصلاح كنند .
اي اباذر سخت بپرهيز از جدايي قهرآميز با برادر ديني خود كه با آن حال ، عمل پذيرفته نشود .
اي اباذر از جدايي قهرآميز تو را نهي مي كنم اگر ناچار به اين كار شدي بيش از سه روز اين جدايي را ادامه نده كه هر كس در آن وضع بميرد آتش دوزخ به او سزاوارتر است .
اي اباذر ! هر كس دوست بدارد كه مردم در برابر او سرپا بايستند براي نشمين گاه خود آتش دوزخ را فراهم كرده است .
اي اباذر هر كس بميرد و در دل او به اندازه ي مثقال ذره اي تكبر باشد بوي بهشت نشنود مگر آن كه پيش از مردم توبه كند .
ابوذر عرض كرد : اي رسول خدا مرا زيبايي خوش آيد تا بدانجا كه دوست مي دارم بند شمشير و رويه ي نعلين و كفشم زيبا باشد آيا از اين كار هم بيم ( تكبر ) مي رود ؟ فرمود : دلت را در آن حال چگونه مي يابي ؟ عرض كرد : مي يابم دلم را كه خداشناس و مطمئن به او است ! فرمود : اين تكبر نيست ، بلكه تكبر آن است كه حق را واگذاري و به غير خدا دل بندي و به مردم بنگري و نبيني كه ديگري آبرويش چون آبروي تو است و يا خونش چون خون تو است .
اي اباذر بيشترين كساني كه به دوزخ روند تكبركنندگان هستند ، مردي به آن حضرت عرض كرد : اي رسول خدا آيا ممكن است كسي از تكبر نجات يابد ؟ فرمود : آري كسي كه جامه ي پشمينه پوشيده ، الاغ سوار شود ، بز را بدوشد و با مسكينان هم نشيني كند ( يعني افتادگي داشته باشد و از امثال اين گونه كارها پروا نداشته باشد ، منظور اين نيست كه حتماً اين كارها را بكند ) .
اي اباذر كسي كه بار و بنه اش را خود به دوش كشد از تكبر رهايي يافته يعني آنچه را از بازار خريداري مي كند ( خود به خانه برد و حمل آن را به ديگري واگذار نكند ) .
اي اباذر هر كس جامه اش از روي سر بزرگي به زمين كشد خداي عزوجل در روز قيامت به او نظر نكند .
اي اباذر هر كس دو پيراهن دارد بايد يكي را خود بپوشد و ديگري را به برادر ( ايماني خود كه جامه ندارد ) بپوشاند .
اي اباذر در آينده ي نزديك مردماني از امت من در ميان ناز و نعمت متولد شده و پرورش يابند ، همه ي همت آنها رنگارنگ بودن غذا و آشاميدني است و ديگران نيز با گفتارشان آنها را ستايش كنند ، اينان اشرار و بدان امت من هستند .
اي اباذر كسي كه پوشاك هاي زيبا را با اين كه توان پوشيدن آن را دارد به خاطر فروتني و افتادگي در پيشگاه خداي عزوجل واگذارد ، خداوند از جامه هاي كرامت خود بر او بپوشاند .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 13

اي اباذر بي نيازي خدا بجوي تا خدايت بي نياز كند ، ابوذر عرض كرد : اين چگونه است اي رسول خدا ؟ فرمود : به صبحانه در روز و به شام شب ، پس هر كس قناعت كند بدانچه خدا روزيش كرده ، او غني ترين مردم است .
اي اباذر همانا خداي عزوجل فرمايد : من چنان نيستم كه سخن شخص حكيم و فرزانه را بپذيرم ، بلكه انديشه و خواسته ي دل او را پذيرايم ، كه اگر حال و هواي او درباره ي چيزي است كه مورد رضايت و محبوب من است همان سكوت و خموشي او را به عنوان ستايش زباني و ذكر و وقار به حساب آورم اگرچه سخن نگويد و به زبان نياورد .
اي اباذر خداي تبارك و تعالي به صورت ها و اموال شما نگاه نمي كند بلكه به دل ها و عمل هاي شما نگاه مي كند .
اي اباذر تقوا اين جا است ، تقوا اين جا است و به سينه ي مبارك خود اشاره فرمود .
اي اباذر چهار چيز است كه جز شخص مؤمن بدان ها دست نيابد ؛ خموشي و آن سرآغاز عبادت است ، تواضع و فروتني در پيشگاه خداي سبحان و ذكر و ياد خداي تعالي در هر حال و چيز اندك يعني مال اندك .
اي اباذر به كار نيك مصمم باش اگر چه توفيق عمل آن را نيابي تا نام تو در زمره ي غافلان ثبت نشود .
اي اباذر واي به حال كسي كه سخني به دروغ گويد كه مردم را بخنداند ، واي بر او ، واي بر او ، واي بر او .
اي اباذر كسي كه خموشي گزيند نجات يابد و از اين رو بر تو باد به راستگويي و مبادا دروغي از دهان تو بيرون آيد هرگز ! ابوذر عرض كرد : توبه ي كسي كه عمداً دروغ گويد چيست ؟ فرمود : استغفار و نمازهاي پنجگانه آن را بشويد .
اي اباذر سخت بپرهيز از غيبت كه به راستي غيبت از زنا بدتر است ، گويد عرض كردم : اي رسول خدا اين چگونه است پدر و مادرم به فدايت ؟ فرمود : به خاطر آن كه مرد زنا مي كند و سپس به درگاه خدا توبه مي كند و خدا توبه اش را مي پذيرد ، ولي غيبت آمرزيده نشود تا آن كه صاحب غيبت از او درگذرد .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 12

اي اباذر پارسايان و زاهدان در دنيا همان ها به حقيقت اولياء خدايند .
اي اباذر اگر شادمان مي شوي ( و مي خواهي ) كه نيرومندترين مردم باشي توكل بر خدا كن ، و اگر شادمان مي شوي كه گرامي ترين مردم باشي ، تقواي الهي داشته باش ، و اگر شادمان مي شوي كه بي نيازترين مردم باشي ، بدانچه در دست خداي عزوجل مي باشد مطمئن تر باش از آنچه در دست تو است .
اي اباذر اگر همه ي مردم اين آيه را مي گرفتند آنها را كفايت مي كرد كه فرمايد : « و من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لايحتسب و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ أمره » . - هر كسي تقواي الهي داشته باشد خداوند براي او راه بيرون رفتني قرار دهد و او را از آن جا كه به حساب نياورد روزي دهد و هر كس توكل به خدا كند خداوند او را بس است كه خدا به كار خويش مي رسد .
اي اباذر خداي عزوجل فرمايد : به عزت و جلال خودم سوگند هيچ بنده اي خواسته ي مرا بر خواسته ي خود برنگزيند جز آن كه بي نيازي او را در وجود خودش قرار دهم ( كه نيازمند كسي نباشد ) و اندوهش را درباره ي آخرتش قرار دهم ( كه فكرش متوجه كار براي آخرتش گردد ) و آسمان ها و زمين روزيش را ضمانت كنند ، و تنگي زندگي او را از او باز دارم ، و پشت سر تجارت هر تاجري به سود او كار كنم .
اي اباذر به راستي اگر فرزند آدم از روزي اش بگريزد همان گونه كه از مرگ مي گريزد بالاخره روزي اش او را دريابد همان گونه كه مرگ او را دريابد .
اي اباذر آيا سخناني را به تو ياد ندهم كه خداي عزوجل تو را بدان ها سود دهد ؟ عرض كردم : چرا اي رسول خدا ! فرمود : خدا را نگهدار ( و او را از ياد نبر ) تا خداوند تو را نگهدارد ، خدا را نگهدار تا او را پيش روي خود بيابي ، خدا را در فراخي و آسايش زندگي بشناس تا خدايت در سختي بشناسد ، و چون درخواست مي كني از خدا درخواست كن ، و چون كمك خواهي از خدا كمك بخواه كه به راستي قلم ( تقدير ) بدانچه تا روز قيامت انجام خواهد شد رقم خورده ، بدانسان كه اگر همه ي آفريدگان و خلق بكوشند سودي را به تو برسانند كه قلم تقدير بدان رقم نزده قدرت آن را ندارند و اگر همگي تلاش كنند زياني به تو رسانند كه برايت مقدر و نوشته نشده توان آن را ندارند در اين صورت اگر اين توان را داري كه براي خداي عزوجل كار كني با رضايت توأم با يقين اين كار را بكن و اگر نداري بردباري پيشه كن كه در بردباري بر ناخشنودي ، خير بسياري است ، و به راستي كه پيروزي و ظفر به دنبال صبر و بردباري است و گشايش به دنبال اندوه و سختي است و به راستي با سختي آساني است .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 لیست اشعار نبوی
 لیست سیره نبوی
 لیست احادیث نبوی
 لیست وصایای نبوی
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 11

اي اباذر هر كس مي خواهد گرامي ترين مردم باشد بايد تقواي الهي داشته باشد .
اي اباذر به راستي كه محبوب ترين شما در پيشگاه خداي عزوجل آن كسي است كه ذكر و ياد خدا را بيشتر داشته باشد و گرامي ترين شما در نزد خداي عزوجل باتقواترين شما است ، و نجات يافته ترين شما از عذاب خدا آن كسي است كه ترس او از خدا بيشتر و سخت تر باشد .
اي اباذر به راستي كه انسان هاي باتقوا كساني هستند كه پرهيز دارند از آنچه به طور معمول از آنها پرهيز نشود از ترس آن كه مبادا به شبهه ناك درافتند .
اي اباذر كسي كه اطاعت و فرمانبرداري خداي عزوجل دارد به حقيقت خداي را ياد كرده و اگرچه نماز و روزه و تلاوت قرآن او اندك باشد .
اي اباذر اساس و ريشه ي دين پارسايي است و سَرِ آن فرمانبرداري ( حق ) است .
اي اباذر پارسا باش تا عابدترين مردم باشي ، و بهترين دين و آيين شما پارسايي است .
اي اباذر فضيلت علم بهتر از فضيلت عبادت است ، و بدان كه اگر شما آن قدر نماز بخوانيد كه مانند كمان خم شويد ، و آن قدر روزه بگيريد كه همانند زه شويد ( اين نماز و روزه ها ) سودتان ندهد مگر با پارسايي و ورع .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 10

اي اباذر هيچ چيزي به زنداني شدن طولاني ، از زبان سزاوارتر نيست ( كه براي آسودگي از شرش بايد پيوسته او را در بند و زنداني كرد ) .
اي اباذر از گراميداشت و اجلال خدا است گراميداشت مرد ريش سفيد مسلمان و گراميداشت حاملان قرآن كه عامل بدان نيز باشند و گراميداشت سلطان عادل .
اي اباذر كسي كه زبانش را نگه ندارد عملي ندارد .
اي اباذر عيب جو مباش ، و مداح و ستايشگر ( بي جهت ) مباش ، و نيز سرزنش گر مباش ، و ستيزه جو و مجادله گر نيز مباش .
اي اباذر تا وقتي كه بنده ي خدا زشت و بدخلق است پيوسته بر دوري و فاصله ي خود از خداوند مي افزايد .
اي اباذر سخن پاك و نيكو صدقه است ، و هر گامي كه به سوي نماز برمي دارد صدقه است .
اي اباذر كسي كه دعوت كننده به سوي خدا را اجابت كند ، و آباداني مسجدهاي خدا را نيكو انجام دهد ، پاداش وي از طرف خداوند بهشت برين است ، اباذر گويد : عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت اي رسول خدا تعمير و آباداني مساجد خدا چگونه است ؟ فرمود : بانگ ها را در آن بلند نكنند ، و در گفتگوهاي باطل و دور از حقيقت درنيايند ، خريد و فروش در مسجدها نكنند ، و ( هر سخن و يا عمل ) لغو را تا در مسجد هستي واگذار كه اگر اين كار نكردي در روز قيامت جز خويشتن را سرزنش مكن .
اي اباذر به راستي كه خداي تعالي تا وقتي كه در مسجد نشسته اي در برابر هر نفسي كه مي كشي درجه اي در بهشت به تو عطا فرمايد ، و فرشتگان بر تو درود فرستند ، و به هر نفسي كه مي كشي ده حسنه براي تو نوشته شود ، و ده گناه و بدي از نامه ي عمل تو محو شود .
اي اباذر هيچ مي داني اين آيه ي قرآن كه مي فرمايد : « اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقواالله لعلكم تفلحون » 2 درباره ي چه چيزي نازل شده ؟ اباذر عرض كرد : نه ، پدر و مادرم فدايت ؟ فرمود : درباره ي انتظار نماز آينده پس از انجام نماز حاضر .
اي اباذر شاداب وضو گرفتن در جاهايي كه ( از نظر سردي هوا ) دشوار و ناخوشايند است از كفارات است ( كه گناهان را بشويد ) و رفت و آمد بسيار به سوي مسجدها ، كه اينها وسيله ي پيوند شما است .
اي اباذر خداي تعالي مي فرمايد : به راستي كه محبوب ترين بندگان نزد من كساني هستند كه به خاطر من با يكديگر دوستي كنند ، آنها كه دلهاشان به مساجد بسته است ، و سحرها استغفار كنند ، اين ها هستند كه هر گاه اراده ي كيفر و عقوبتي بر اهل زمين كنم به يادشان افتم و كيفر را از آنها باز گردانم .
اي اباذر هر جلوس و سفستي در مسجد بيهوده است جز در سه چيز : قرائت نمازگزار ، ذكر و ياد خدا ، يا پرسش كننده از علم و دانشي .
اي اباذر همت خود را بيشتر در عمل به تقوا به كار بر تا به خود عمل ، زيرا عملي كه توأم با تقوا باشد اندك نخواهد بود و چگونه اندك شمرده شود عملي كه پذيرفته شود ، خداي عزوجل فرمايد : « انما يتقبل الله من المتقين » 3 - يعني جز اين نيست كه خداوند بپذيرد ( عمل را ) از مردمان باتقوا . كسي از « متقين » نباشد مگر آن كه از نفس خود حسابرسي كند سخت تر از آنچه شريكي از شريك خود حسابرسي مي كند ، تا بداند كه غذايش از كجاست ، نوشيدني او از كجا آمده ؟ پوشاكش از كجا است ، آيا از حلال است يا از حرام ؟ كسي كه پروا ندارد كه مال خود را از چه راهي به دست آورد خداي عزوجل نيز پروايي ندارد كه از چه راهي او را به دوزخ برد .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 9
اي اباذر به راستي كه زمين چهل روز در مرگ مؤمن بگريد .
اي اباذر هنگامي كه بنده ي خدا در سرزمين بي سر و ته و دورافتاده اي ( تنها ) باشد ، وضو بگيرد يا تيمم كند آن گاه اذان و اقامه بگويد و نماز بخواند خداي عزوجل به فرشتگان دستور دهد پشت سرش به صف ايستند چنان صفي كه دو طرف آن ديده نشود كه با ركوع او ركوع كنند ، و با سجده اش سجده كنند و بر دعايش آمين گويند .
اي اباذر كسي كه ( براي نماز ) اقامه گويد ولي اذان نگويد جز همان دو فرشته اي كه همراه او هستند ( فرشته ي ديگري ) با او نماز نخواند .
اي اباذر هيچ جواني نيست كه دنيا و بازيچه هاي آن را وانهد و جواني خود را در راه فرمانبرداري خدا به پيري برساند جز آن كه خداوند پاداش هفتاد دو صديق به او عطا كند .
اي اباذر كسي كه در ميان غافلان ذكر خدا گويد ( و به ياد خدا باشد ) مانند جنگجويي است در ميان فراريان .
اي اباذر همنشين صالح بهتر است از تنهايي ، و تنهايي بهتر از همنشين بد و املاي خير ( يعني بيان مطلب خيري براي نوشتن ديگران ) بهتر است از سكوت و سكوت بهتر است از املاي شر .
اي اباذر مصاحبت مكن مگر با مردمان با ايمان ، و از غذاي تو جز شخص باتقوا نخورد ، و غذاي فاسقان رامخور .
اي اباذر غذاي خود را به كسي كه او را در راه خدا دوست مي داري بخوران و غذاي كسي كه تو را در راه خداي عزوجل دوست مي دارد بخور .
اي اباذر به راستي كه خداي عزوجل در كنار زبان هر گوينده اي است پس هر انساني بايد تقواي الهي داشته باشد و بداند چه مي گويد .
اي اباذر زيادي ( و اضافات ) سخن را وانه ، و از سخن به همان مقدار كه به نياز خود برسي ( و رفع نيازت بكند ) تو را كافي است .
اي اباذر براي دروغگويي انسان همين اندازه كافي است كه هر چه را مي شنود بازگو كند .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 8

اي اباذر دوست داري به بهشت روي ؟ عرض كردم : آري پدرم به فدايت ! فرمود : آرزويت را كوتاه كن و مرگ را در برابر ديدگانت قرار ده ، و از خداوند بدان گونه كه بايد و حق آن است حيا و شرم داشته باش گويد : عرض كردم : اي رسول خدا همه ي ما از خدا شرم مي كنيم فرمود : اين حيا و شرم نيست بلكه حياء و شرم از خدا آن است كه فراموش نكني گورها و پوسيدگي بدن ها را ، درون شكم و آنچه را در خود جاي دهد و سر و آن كه را بدان احاطه دارد و كسي كه كرامت آخرت را خواهد بايد زيور دنيا را وانهد ، و هر گاه چنين بودي به ولايت خداي تعالي رسيده اي .
اي اباذر به همان مقدار كه نمك با غذا كفايت كند دعا نيز با نيكي كردن كافي است .
اي اباذر حكايت كسي كه دعا مي كند بدون عمل ( يعني فقط به دعا اكتفا مي كند و براي خواسته ي خودت تلاشي و عملي انجام نمي دهد ) همانند كسي است كه بدون كمان تير بيندازد .
اي اباذر خداوند به خاطر خوبي و صلاح بنده ، وضع فرزند او و فرزند فرزند او را اصلاح كند و او را در خانه هاي خود و خانه هاي اطرافش نگهباني كند . پروردگار عزوجل براي سه نفر به فرشتگان خود مباهات و افتخار كند : مردي كه در سرزمين دورافتاده و پرتي قرار گرفته باشد و اذان بگويد سپس برخيزد و به دنبال آن نماز بخواند ، كه خداوند به فرشتگان گويد : بنده ي مرا بنگريد كه نماز مي خواند و جز من كسي او را نمي بيند ، كه در اين جا هفتاد هزار فرشته فرود آيند و پشت سرش نماز بخوانند و تا فرداي آن روز براي وي استغفار كنند ، و مردي كه در شب برخيزد و به تنهايي نماز بخواند و به سجده رود و در سجده به خواب رود كه خداي عزوجل فرمايد : به بنده ي من نظر كنيد روحش نزد من است و بدنش در سجده است و مردي كه در جنگ با دشمنان باشد و همراهانش گريخته باشند ولي او پابرجا مانده و مي جنگد تا كشته شود .
اي اباذر مردي نيست كه جهبه و پيشاني خود را در قطعه اي از قطعه هاي زمين ( براي خدا و به حال سجده ) بر زمين گذارد جز آن كه همان قطعه زمين در روز قيامت براي او گواهي دهد ، و هيچ منزل و جايگاهي نيست كه مردمي در آن منزل فرود آيند جز آن كه آن منزل و جايگاه بر آنان درود فرستد يا آنان را لعنت كند ( بستگي به عمل آنها در آن زمين دارد ) .
اي اباذر هيچ بامدادي و پسيني نيست جز آن كه قطعه هاي زمين يكديگر را ندا ندهند كه اي همسايه آيا كسي كه ذكر خداي تعالي كند بر تو گذشت يا بنده اي كه پيشاني خود را براي سجده ي خدا بر تو نهاده باشد ؟ كه برخي از آن زمين ها گويند : نه ، و برخي گويند : آري و هنگامي كه گويد : آري ، ( از روي مباهات و فخر ) بجنبد و شكفته گردد و جنان بيند كه بر همسايه اش فضيلت و برتري دارد .
اي اباذر به راستي خداي تعالي هنگامي كه زمين را آفريد و در آن درخت ها را خلق فرمود در آن درختي نبود كه فرزندان آدم نزد آن درخت بروند جز آن كه از آن منفعتي به ايشان مي رسيد و به همين گونه زمين و درخت ها بود تا وقتي كه تبهكاران بني آدم آن سخن ناهنجار بزرگ را بر زبان آورده گفتند : « اتخذالله ولدا » - خداوند براي خويشتن فرزندي برگرفته – كه چون اين را گفتند زمين بر خود لرزيد و منفعت درختان نيز از ميان رفت .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 7

اي اباذر تقواي الهي داشته باش اما چنان نباش كه به مردم وانمود كني كه تو از خدا واهمه و ترس داري كه در اين صورت مردم به ظاهر تو را اكرام كنند و گرامي دارند اما دلت تبهكار باشد .
اي اباذر بايد براي تو در هر چيز نيت ( و آهنگ ) آن كار باشد حتي در خواب و خوراك ( و كارهايت را از روي حواس پرتي انجام نده ) .
اي اباذر بايد جلال و عظمت خدا در سينه و دل تو بزرگ و عظيم باشد و چنان نباشد كه او را همانند مردمان جاهل و نادان ياد كني كه چون سگ را ببينند گويند : خدايا خوارش گردان ، و چون خوك را ببينند گويند : خدايا خوارش گردان . خداي تعالي را فرشتگاني است كه پيوسته از ترس او در حال قيام هستند و سر خود را تا روزي كه در صور دميده شود و دنيا به پايان رسد بلند نكنند ، و در آن روز همگان گويند : منزهي تو و تو را ستايش كنيم و ما بدان گونه كه شايسته ي پرستش تو بود تو را پرستش نكرديم .
اي اباذر اگر در آن روز ( روز قيامت ) مردي عمل هفتاد پيغمبر را داشته باشد به خاطر سختي آنچه در آن روز مشاهده مي كند عمل خود را اندك به حساب آورد ، و اگر دلوي از « غسلين » - آب جوشان جهنم – در مطلع خورشيد ( در مشرق خورشيد ) ريخته شود مغز سر كساني كه در مغرب هستند به جوش آيد ، و اگر جنهم نفسي بكشد هيچ فرشتة مقرب و هيچ پيامبر مرسلي نماند جز آن كه از دهشت آن به زانو درآيد ، و گويد : پروردگارا مرا نجات ده ، و او ديگران را فراموش كند تا جايي كه ابراهيم (ع) ( فرزندش ) را فراموش كند و بگويد : پروردگارا من خليل تو ابراهيم هستم فراموش مكن ( و به فكر فززندش نيست ) .
اي اباذر اگر زني از زنان بهشتي در شبي تاريك از فراز آسمان دنيا چهره اي به مردم دنيا بگشايد ، دنيا روي زمين را روشن كند بيش از آنچه ماه شب چهارده زمين را روشن مي كند ، و عطر او را همه ي زمينيان استشمام كنند ، و به راستي اگر جامه اي از جامه هاي بهشتيان امروزه در دنيا گسترده گردد هر بيننده اي را مدهوش كند و ديدگان كسي تاب ديدن آن را ندارد . اي اباذر صداي خود را كوتاه كن در هنگام حمل جنازه ها ( و تشييع آنها ) و هنگام جنگ و هنگام تلاوت قرآن . اي اباذر هنگامي كه به دنبال جنازه اي مي روي عقل تو در آن هنگام مشغول به تفكر و خشوع باشد و بدان كه تو نيز به آن شخص مرده ملحق خواهي شد .
اي اباذر بدان كه هر چيزي كه فاسد شد نمك داروي آن است اما اگر نمك فاشد شد ديگر دارويي ندارد . و بدان كه به راستي در شما دو خُلق و خوي وجود دارد : خنده بدون شگفتي ( و بي جهت ) و كسالت و بي حالتي بدون سهو و بي خبري .
اي اباذر دو ركعت نماز معمولي توأم با تفكر بهتر است از شب زنده داري با دل غافل و بي خبر .
اي اباذر حق سنگين و تلخ است ، ولي باطل سبك و شيرين ، و چه بسا شهوتراني ساعتي كه اندوهي دراز و طولاني در پي دارد .
اي اباذر مرد به همه ي فقه و فهم نرسد مگر وقتي كه مردمان را در جنب خداي تبارك و تعالي همانند چهارپايان باركش ببيند ، و سپس به خود بنگرد و خود را از همه كوچك تر بداند .
اي اباذر به حقيقت ايمان نرسي تا وقتي كه همه ي مردم را نابخردان در دينشان و خردمندان در دنياشان ببيني .
اي اباذر از نفس خود حسابرسي كن پيش از آن كه حساب او را برسند ، كه اين كار براي حساب تو در فرداي قيامت آسانتر است ، نفس خود را سنجش كن پيش از آن كه او را به سنجش درآورند و براي بزرگترين نمايش خود را تجهيز و آماده كن روزي كه همگي به نمايش گذارده شوند و چيزي بر خدا پوشيده نماند .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 6

اي اباذر ! هرگاه برادرت را ديدي كه در دنيا زهد ورزد سخنش را بشنو زيرا ( سخنش ) حكمت است كه ( به ديگران ) القا كند . اباذر گويد : من عرض كردم : اي رسول خدا زاهدترين مردم كيست ؟ فرمود : آن كس كه گورها و پوسيدگي ( بدن ها ) را فراموش نكند ، فزوني زينت دنيا را واگذارد ، و آنچه را به جاي ماند برگزيند بر آنچه نابود گردد و فردا را جزء روزهاي زندگيش به حساب نياورد و خود را از مردگان به حساب آرد .
اي اباذر ! خداي تبارك و تعالي به من وحي فرمود كه مال گرد آوردم ولي به من وحي فرمود : « سبح بحمد ربك و كن من السحاجدين * واعبد ربك حتي يأتيك اليقين » . - تسبيح گوي به حمد پروردگارت و از سجده كنندگان باش ، و پرستش كن پروردگارت را تا يقين بر تو در آيد . من جامه ي زبر مي پوشم و بر زمين جلوس كنم ، و انگشتانم را بليسم ، و الاغ بي پالان سوار شوم و پشت سرم ديگران را سوار كنم ، و هر كس از سنت من روي گرداند از من نيست .
اي اباذر دوستي مال و شرف براي از بين بردن دين مرد خطرناك تر و مؤثرتر است از دو گرگ درنده كه در ميان آغل گوسفندان افتند و همگي را بدرند بدانسان كه گوسفند سالمي به جاي نگذارند ، گويد : عرض كردم اي رسول خدا ، آيا آنان كه از خدا ترسان و در عبادت پروردگار غرق گشته و فروتن و بسيار به ياد او هستند پيشتازان مردمان به سوي بهشتند ؟ فرمود : نه ، بلكه فقراي مسلمان هستند كه گردن هاي مردمان را زير پاي خود بگذارند ( و به سوي بهشت روان شوند ) كليدداران بهشت بدان ها گويند : در جاي خود به ايستيد تا حسابرسي شويد ؟ آنها گويند : به چه چيز حسابرسي شويم به خدا سوگند ما چيزي نداشتيم كه به وسيلة آن ستم كنيم و يا به عدالت رفتار كنيم و چيزي به ما نداده بودند كه نگهداريم و يا به ديگران بدهيم ولي ما پرستش پروردگار خود را كرديم تا آنگاه كه ما را به سوي خويش خواند و ما اجابت كرديم .
اي اباذر دنيا دل ها و جان ها را سرگرم كند و به راستي كه خداي تبارك و تعالي از ما پرسش و بازخواست كند در آن نعمتي كه از راه حلال به ما داده شده تا چه رسد بدانچه از راه حرام به ما داده اند .
اي اباذر من از خدا خواسته ام كه روزي آن كس كه مرا دوست مي دارد به اندازه ي كفاف قرار دهد و كسي كه مرا دشمن دارد مال و فرزندان بسيار به او بدهد .
اي اباذر خوشا به حال آنها كه در دنيا زهد ورزند ، نسبت به آخرت رغبت و علاقه دارند ، آنها كه زمين خدا را بستر ، خاك آن را فرش ، آب آن را روزي پاك خود برگرفته اند ، كتاب خدا را جامه ي زيرين و دعاي او را لباس رويين خود ساخته و دنيا را كاملاً از خود جدا كرده اند .
اي اباذر زراعت آخرت عمل شايسته است و زراعت دنيا مال و پسران است .
اي اباذر به راستي كه پروردگارم به من فرمود : سوگند به عزت و جلال خودم كه عابدان و پرستش كنندگان به چيزي دست نيافتند مانند گريه ، و به راستي كه من براي آنها در مكان رفيق اعلي قصري بنا كنم كه احدي را در آن قصر شريك آنها نسازم . اباذر گويد : من عرض كردم : اي رسول خدا كدام يك از مؤمنان زيركترند ؟ فرمود : آن كه بيشتر به ياد مرگ باشد و بهتر خود را براي مرگ آماده كند .
اي اباذر هر گاه نور ( ايمان و يا معرفت خداي تعالي ) در دل درآيد فراخ و گشاده شود ، عرض كردم : نشانه اش چيست پدر و مادرم فدايت اي رسول خدا ؟ فرمود : بازگشت به سوي خانه ي ابدي ( و توجه بدان سو ) و پهلو تهي كردن ( و جدا شدن ) از خانه ي فريب ، و آماده شدن براي مرگ پيش از فرود آمدن آن .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 شعر _ سنائی غزنوی

|
كفر و ايمان را هم اندر تيرگي هم در صفا |
|
نيست دارالملك، جز رخسار و زلف مصطفي |
|
|
موي و رويش گر به صحرا ناوريدي قهر و لطف |
|
كافري بيبرگ ماندستي و ايمان بينوا |
|
|
نسخه جبر و قدر در شكل روي و موي اوست |
|
اين ز"وَ اللّيلت"1 شود معلوم و آن از "وَ الّضحي"2 |
|
|
گر قسيم كفر و ايمان نيستي آن زلف و رخ |
|
كي قسم گفتي بدان زلف و بدان رخ پادشا 3 |
|
|
كاي محمّد اين جهان و آن جهاني نيستي |
|
لاجرم اين جانداري صدر و آنجا متكّا |
|
|
رحمتت زان كردهاند اين هر دو تا از گرد نعل |
|
اين جهان را سرمه باشي آن جهان را توتيا |
|
|
اندرين عالم غريبي زان همي گردي ملول |
|
تا «اَرِحنا يا بِلالت 4» گفت بايد بر ملا |
|
|
عالمي بيمار بودند اندرين خرگاه سبز |
|
قائِد هر يك وبال و سائق هر يك وبا 5 |
|
|
زان فرستاديمت اينجا تا ز روي عاطفت |
|
عافيت را همچو استادان در آموزي شفا |
|
|
گر ز داروخانه روزي چند شاگردت به امر |
|
شربتي ناوردشان اين جا به حكم امتلا |
|
|
گر تو را طعني كنند ايشان مگير از بهر آنك |
|
مردم بيمار باشد يافه گوي و هرزه لا6 |
|
|
تابش رخسار توست آنرا كه ميخواني صباح |
|
سايه زلفين توست آنجا كه ميگويي مسا |
|
|
روبروي تو كز آنجا جانت را "ما وَدَّعَك" 7 |
|
شو به زلف تو كزين آتش دلت را ماقلي 8 |
|
|
در دو عالم مر تو را بايد همي بودن پزشك |
|
ليكن آنجا به كه آنجا به بدست آيد دوا |
|
|
هر كه اين جا به نشد آنجا برو داروش كن |
|
كاين چنين معلول را، بيشك چنان بايد هوا |
|
|
لاجرم چندان شرابت بخشم از حضرت كه تو |
|
از عطا خشنود گردي و آن ضعيفان از خطا9 |
|
|
ديو را ديوي فرو ريزد هم اندر عهد تو |
|
آدمي را خاصه با عشق تو كي ماند جفا؟ |
|
|
پس بگفتش اي محمد منّت از ما دار از آنك |
|
نيست دارالملك منّتهاي ما را منتها |
|
|
نه تو درّي بودي اندر بحر جسماني يتيم |
|
فضل ما تاجيت كرد از بهر فرق انبيا10 |
|
|
نه تو راه شهر خود گم كرده بودي ز ابتدا |
|
ما تو را كرديم با همشهريانت آشنا11 |
|
|
غرقه درياي حيرت خواستي گشتن وليك |
|
آشنائي ما برونت آورد ازو بي آشنا |
|
|
ني به قلّت خواست كردن مر تو را تلقين حرص |
|
پيش از آن كانعام ما تعليم كردت كيميا |
|
|
با تو در فقر و يتيمي ما چه كرديم از كرم |
|
تو همان كن اي كريم از خُلق خود با خَلق ما12 |
|
|
مادري كن مر يتيمان را بپرورشان به لطف |
|
خواجگي كن سايلان را طبعشان گردان وفا13 |
|
|
نعمت از ما دان و شكر از فضل ما كن تا دهيم |
|
مر تو را زين شكر نعمت نعمتي ديگر جزا14 |
|
پينوشتها:
1و 2- اشاره است به آيه شريفة: والّضحي و الّليل اذّا سجي ما ودّعك ربّك و ما قّلي: آيات 1. 2و 3 سوره الضحي) «سوگند به چاشتگاه (يا روز) و به شب هنگام كه تيرگي افكند. بدرودت نگفت پروردگارت و نه خشمگين شد.»
3- اشاره است به آيه شريفة: لعمرك انّهم لفي سكرتهم يعمهونّ (آيه 72 سوره حجر) «به جان تو سوگند[اي پيامبر] اينان در مستي و غفلت خويش فرو روندگانند.»
4- ارحنا يا بلال: اشاره است به حديث: يا بلال ارحنا بالصلوة كه مولوي نيز بدان اشاره دارد:
جان كمال است و نداي او كمال مصطفي گويان ارحنا يا بلال
(رك: احاديث مثنوي، ص21).
5- قائِد: رهبر، پيشوا، كشنده، كسي كه از پيش ميراند و برميانگيزد- سائق: راننده و برانگيزنده- مقابل قايد: كسي كه از دنبال ميراند.
6- هرزه لا[ي]: بيهودهگوي- ياوهگوي
7و 8- در توضيح 1و 2 همين بخش بدان اشاره شد.
9- اشاره است به آيه شريفه: ولسوف يعطيك ربّك فترضي (آيه5 سوره الضحي): و «هرآينه زود است كه پروردگارت آن قدر عطايت دهد تا خشنود شوي.»
10- اشاره است به آيه شريفه: الم يجدك يتيما فاوي(آيه 6 سوره الّضحي) «آيا نيافت تو را يتيمي پس جاي و پناه دادت.»
11- اشاره است به آيه شريفة: و وجدك ضالا فهدي: «و يافتت در سر به گمي پس رهبريت كرد.» (آبه 7، سوره و الّضحي).
12و 13- اشاره است به آيات مباركات: فامّا اليتيم فلا تقهر و امّا السائل فلاتنهر: «پس امّا يتيم را قهر و سركوب مكن و امّا سوال كننده را پس زجر مكن و از خود مران.» (آيات 11و 12 سوره والّضحي)
14- اشاره به آيه مباركه: امّا بنعمة ربّك فحدّث: «امّا به نعمت پروردگارت اخبار كن و سخنگوي» (آيه آخر سوره والّضحي).
* ديوان حكيم سنائي غزنوي، نصحيح مدرّس رضوي، كتابخانه سنائي، تهران، 1362هـ. ش
 شعر _ نظامی گنجوی

|
اي شاه سوار ملك هستي |
|
سلطان خرد به چيره دستي |
|
|
اي ختم پيغمبران مرسل |
|
حلواي پسين و ملح اوّل 1 |
|
|
اي حاكم كشور كفايت |
|
فرمانده فتوي ولايت |
|
|
هرك آرد با تو خود پرستي |
|
شمشير ادب خورد دو دستي |
|
|
اي بر سر سدره گشته راهت 2 |
|
و اي منظر عرش پايگاهت |
|
|
اي خاك تو توتياي بينش |
|
روشن به تو چشم آفرينش |
|
|
شمعي كه نه از تو نور گيرد |
|
از باد بروت 3 خود بميرد |
|
|
دارنده حجّت الهي |
|
داننده راز صبحگاهي |
|
|
اي سيّد بارگاه كونين |
|
نسّابه شهر قاب قوسين 4 |
|
|
اي صدرنشين عقل و جان هم |
|
محراب زمين و آسمان هم |
|
|
اي شش جهت از تو خيره مانده |
|
بر هفت فلك جنيبه 5 رانده |
|
|
اي كنيت و نام تو مؤيّد |
|
بوالقاسم وآنگهي محمّد |
|
|
اي شاه مقربّان درگاه |
|
بزم تو وراي هفت خرگاه |
|
|
صاحب طرف ولايت جود |
|
مقصود جهان، جهان مقصود |
|
|
آن كيست كه بر بساط هستي |
|
با تو نكند چو خاك پستي |
|
|
اكسير تو داد خاك را لون |
|
وز بهر تو آفريده شد كون |
|
|
سرخيل تويي و جمله خيلند |
|
مقصود تويي همه طفيلند |
|
|
سلطان سرير كايناتي |
|
شاهنشه كشور حياتي |
|
|
لشكر گه تو سپهر خضرا |
|
گيسوي تو چتر و غمزه، طغرا 6 |
|
|
وين پنج نماز كاصل توبه است |
|
در نوبتي تو پنج توبه است 7 |
|
|
در خانه دين به پنج بنياد |
|
بستي در صدهزار بيداد |
 شعر _ فردوسی

|
تو را دانش و دين رهاند درست |
|
درِ رستگاري ببايدَت جست |
|
|
و گر دل نخواهي كه باشد نژند 1 |
|
نخواهي كه دائم به وي مستمند |
|
|
به گفتار پيغمبرت راه جوي |
|
دل از تيرگيها بدين آب شوي |
|
|
منم بنده اهل بيت نبي |
|
ستاينده خاك پاي وصي 2 |
|
|
حكيم اين جهان را چو دريا نهاد |
|
برانگيخته موج ازو تند باد |
|
|
چو هفتاد كشتي بر او ساخته 3 |
|
همه بادبادنها بر افراخته |
|
|
يكي پهن كشتي بسان عروس |
|
بياراسته همچو چشم عروس |
|
|
محمد(ص) بدو اندرون با علي(ع) |
|
همان اهل بيت نبيّ و ولي |
|
|
خردمند كز دور دريا بديد |
|
كرانه نه پيدا و بن ناپديد |
|
|
بدانست كو موج خواهد زدن |
|
كس از غرق بيرون نخواهد شدن |
|
|
به دل گفت: اگر با نبي و وصي |
|
شوم غرقه دارم دو يار وفي 4 |
|
|
همانا كه باشد مرا دستگير |
|
خداوند تاج و لوا و سرير |
|
|
خداوندِ جويِ مي و انگبين |
|
همان چشمه شير و ماء معين |
|
|
اگر چشم داري به ديگر سراي |
|
به نزد نبي و وصي گير جاي |
|
|
گرت زين بد آيد گناه من است |
|
چنين است و اين دين و راه من است |
|
|
برين زادم و هم برين بگذرم |
|
چنان دان كه خاك پي حيدرم |
|
|
دلت گر به راه خطا مايل است |
|
ترا دشمن اندر جهان خود دل است |
|
|
هرآن كس كه در جانش بغض علي است |
|
از او زارتر در جهان زار كيست؟ |
|
|
نگر تا نداري به بازي جهان |
|
نه برگردي از نيك پي همرهان |
|
پينوشتها
1- نژند: غمناك و افسرده
2- وصيّ: كسي كه به وي وصيّت شده، لقب حضرت عليعليهالسلام كه وصيّ بلا فصل حضرت محمد صلي الله عليه وآله ميباشد.
3- اشاره به حديث نبوي صلي الله عليه وآله دارد كه فرمود: انّ امّتي سَتُفرّق بَعدِي علَي ثلاثةِ و سبعين فرقة، فرقةٌ منها ناجيةٌ و اِثنتان و سَبعون فِي النَّار (سفينة البحار، ج2، ص360) اين حديث با اختلاف و حتي سبعين هم نقل شده است. و نيز حديث نبوي صلي الله عليه وآله "مَثَلُ اَهلِ بَيتِي كَمَثَلِ سَفَينةِ نُوح مَن رَكَبَها نَجَي وَ مَن تَخَلّفَ عَنها زخّ (اي: دفع) في النّار" (همان، ج1، ص630)
4- وفيّ: وفاكننده به عهده و پيمان.
* شاهنامه فردوسي، كتابفروشي و كتابخانه بروخيم، تهران، ص7.
 وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 5

اي اباذر ! به راستي كه مرد كار نيكي كند و ( از روي غرور و اطمينان ) بدان تكيه كند ( و كار بزرگ ديگري انجام ندهد ) و كارهاي كوچك انجام دهد تا اين كه به همين وضع به پيشگاه خداوند رود و خدا بر او خشمناك باشد ، و به راستي كه مرد ( ديگري ) عمل بد انجام دهد ولي از آن بيمناك و دهشت زده است و با اين حال نزد خداي عزوجل برود ، و در روز قيامت در امان باشد .
اي اباذر ! به راستي كه بنده ي خدا گناه كند و به سبب آن به بهشت رود ! ابوذر گويد : عرض كردم : اين چگونه مي شود پدر و مادرم به فداي تو اي رسول خدا ؟ فرمود : بدين گونه كه آن گناه پيوسته در برابر ديدگان او است و هم چنان از آن توبه كند به سوي خداي عزوجل گريزان شود تا اين كه به بهشت درآيد .
اي اباذر ! انسان زيرك كسي است كه نفس خود را مقهور خويش ساخته و به عبادت وادارد و براي روزگار پس از مرگ كار كند ، و ناتوان كسي است كه از هواي نفس خود پيروي كند ، و تنها با آرزوهاي خود بر خداي عزوجل دلخوش كند . اي اباذر ! نخستين چيزي كه از ميان اين امت برداشته شود امانت و خشوع است تا به آن جا كه ديگر خاشعي را نتواني ببيني .
اي اباذر ! سوگند بدان خدايي كه جان محمد در دست او است اگر به راستي اگر دنيا به اندازه ي بال پشه يا مگسي ارزش داشت از اين دنيا حتي شربتي از آب به كافر نمي داد .
اي اباذر دنيا ملعون و از رحمت خدا به دور است و هر آنچه در اين دنيا نيز ملعون است مگر آن كس كه بدان رضايت حق تعالي را بجويد ، و چيزي در پيشگاه خداي تعالي مبغوض تر از دنيا نيست ، خداوند دنيا را آفريد سپس آن را عرضه كرد و بدان نظر نيفكند ، و هم چنان بدان نظر نكند تا قيامت برپا شود ، و چيزي در پيشگاه خداي تعالي محبوب تر از ايمان به او و ترك آنچه دستور آن را داده نيست .
اي اباذر ! خداي تبارك و تعالي به برادرم عيسي وحي فرمود : اي عيسي دنيا را دوست مدار كه من دوستش نمي دارم و آخرت را دوست بدار كه به راستي آن جا خانه ي بازگشت است .
اي اباذر ! به راستي جبرئيل گنجينه هاي دنيا را كه بر اَستري ابلق بود براي من آورد و به من گفت : اين گنجينه هاي دنيا است و ( اگر بپذيري ) از بهره ي تو نزد پروردگارت چيزي كاسته نشود ! و من گفتم : اي حبيب من جبرئيل ! نيازي بدان ندارم هرگاه سير شدم پروردگارم را سپاس مي گويم و هر گاه گرسنه شدم از او درخواست مي كنم .
اي اباذر ! هر گاه خداي عزوجل خير و خوبي بنده اي را بخواهد او را فقيه در دين كند ( و فهم دين به او بدهد ) و زهد و بي رغبتي دنيا به او دهد و او را به عيب هاي خودش بينا گرداند .
اي اباذر هيچ بنده اي نيست كه در دنيا زهد ورزد جز آن كه خداوند شجره ي حكمت و فرزانگي را در دلش بكارد و زبانش را به حكمت گويا كند ، و او را به عيب هاي دنيا و درد و درمانش بينا كند و او را از دنيا به سوي خانه ي سلامتي ( خانه ي آخرت ) سالم بيرون برد .
ماخذ :
برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد
 شعر _ اسدی طوسی

|
ثنا باد بر جان پيغمبرش |
|
محمد فرستاده و بهترش |
|
|
كه بُد بر در دين يزدان، كليد |
|
جهان يكسر از بهر او شد پديد |
|
|
بدو داد دادار پيغام خويش |
|
بپيوست با نام او نام خويش 1 |
|
|
ز پيغمبران او پسين بُد درست |
|
وليك او شود زنده زايشان نخست |
|
|
يكي تن وي و خلق چندين هزار |
|
برون آمد و كرد دين آشكار |
|
|
ببرد از همه گوي پيغمبري |
|
كه با او كسي را نبد برتري |
|
|
خبر زآنچه بگذشت يا بود خواست |
|
ز كس ناشنيده همه گفت، راست |
|
|
به يك چشم زد از دل سنگ سخت |
|
به معجز برآورد نو بر درخت 2 |
|
|
دل دنيي از ديو بيبيم كرد |
|
مه آسمان را به دو نيم كرد 3 |
|
|
ز هامون به چرخ برين شد سوار |
|
سخن گفت بر عرش با كردگار 4 |
|
|
گه رستخيز آب كوثر وراست |
|
لوا و شفاعت سراسر وراست 5 |
|
|
مر اندامش ايزد يكايك ستود |
|
هنرهاش را بر هنر بر فزود |
|
|
ورا بُد به معراج رفتن ز جاي |
|
به يك شب شدن گرد هر دو سراي 4 |
|
|
مه از هر فرشته بُدش پايگاه |
|
براز قاب قوسين به يزدانش راه |
|
|
سرافيل همرازش و هم نشست |
|
براق اسب و جبريل فرمان پرست |
|
|
هميدونش بر ساق عرش است نام 6 |
|
نُبي 7 معجز او را ز ايزد پيام |
|
|
به چندين بزرگي جهاندار راست |
|
بدو داد پاك اين جهان، او نخواست |
|
|
نمود آنچه بايست هر خوب و زشت |
|
ره دوزخ و راه خرّم بهشت |
|
|
چنان كرد دين را به شمشير تيز |
|
كه هزمان بود بيش تا رستخيز |
|
|
ز يزدان و از ما هزاران درود |
|
مراو را و يارانش را بر فزود |
|
پينوشتها
1- در آيات زيادي نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله به دنبال نام خداوند متعال آمده است از جمله در اين آيه: يا اَيُّها الذين آمَنوا اَطيعُوا اللهَ وَ اطَيعُوا الرَسولَ وَ اولو الاَمرِ مِنكُم و نيز آيه: اِنّما وَليُكُم اللهُ وَ رَسولُهُ ... و آياتي نظير اينها.
2- اشاره است به معجزه كنده شدن درخت از ريشه و آمدن در پيش رسول خدا صلي الله عليه وآله كه اشراف قريش از آن حضرت خواستند (رك: منتهي الامال، ص 36).
3- اشاره است به شقّالقمر كه در تفاسير در ذيل اين آيات مبارك: اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ * وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ: «نزديك شد قيامت و به دو نيم شدن ماه و اگر ببينند آيتي و معجزهاي روي برميگردانند و ميگويند سحري است پيوسته.» روايت كردهاند كه اين آيات وقتي نازل شد كه قريش در مكّه از آن حضرت معجزه طلب كردند و آن حضرت صلي الله عليه وآله به ماه اشاره فرمود و ماه به اذن حق تعالي به دو نيم شد و اين در شب 14ذيحجّه بوده است(رك: منتهيالامال، ص 34).
4- اشاره است به معراج رسول اكرم صلي الله عليه وآله و رفتن به مقام قربالهي و سدره المنتهي و عرش.
5- اشاره است به حديث: ما من نبي من ولد آدم الي محمّد الاّ و هم تحت لواء محمد صلي الله عليه وآله (سفينةالبحار) و نيز: ولد آدم كلهم تحت لوائي يوم القيامة و انا اوّل من يفتح له باب الجنة(احاديث مثنوي).
6- براي اين حديث كه از مكتوب بودن نامهاي خمسه طيّبه (محمد صلي الله عليه وآله – علي - فاطمه زهرا - حسن و حسين عليهم السلام بر عرش الهي دلالت دارد؛ مراجعه كنيد به معاني الاخبار صدوق صفحه21 و جلد 15 بحارالانوار از صفحات 14و 15 به بعد).
7- نُبي: از قرآن كريم.
 احادیث ناب نبوی _ قسمت پانزدهم

روایت اول : آسانترين کششهای مرگ مانند صد ضربت شمشير است . کنز العمال ، ج 15، ص 569، ح 42208
روایت دوم : اگر يکی از شما به کار قضاوت ميان مسلمانان دچار شود بايد به هنگام غضب از قضاوت خودداری کند و ميان ارباب دعوا در نگاه و نشيمنگاه و اشاره تفاوتی نگذارد . کنز العمال ، ج 6 ، ص 102، ح 15034
روایت سوم : کسی که خلق و دين وی مايه رضايت است به خواستگاری مي آيد به وی زن بدهيد وقتی و اگر چنين نکنيد فتنه و فساد در زمين فراوان خواهد شد . کنز العمال ، ج 16، ص 317، ح 44695
روایت چهارم : .وقتی خداوند بنده ای را دوست دارد ، دنيا را از او منع مي کند چنانکه شما مريض خويش را از نوشيدن آب منع مي کنيد . کنز العمال ، ج 6 ، ص 471، ح 16595
روایت پنجم : وقتی خداوند برای بنده ای نيکی خواهد ، وی را در کار دين دانا و به دنيا بي اعتنا سازد و عيوب وی را بدو بنماياند . کنز العمال ، ج 10، ص 137، ح 28689
روایت ششم : وقتی خواستی کاری را انجام دهی ، تأمل کن تا خدا راه آن را به تو نشان دهد کنز العمال ، ج 3 ، ص 99، ح 5677
روایت هفتم : وقتی در کاری تصميم مي گيری ، در نتيجه آن بينديش اگر نتيجه نيک است آن کار را انجام بده و اگر بد است از آن در گذر . کنز العمال ، ج 3 ، ص 99، ح 5676
روایت هشتم : وقتی مي خواهی عيوب ديگران را ياد کنی ، عيوب خويش را بياد آر . کنز العمال ، ج 3 ، ص 586، ح 8027
روایت نهم : وقتی يکی از شما کسی را مزدور مي کند ، مزدش را به او بگويد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 906، ح 9124
روایت دهم : وقتی خدا به يکی از شما چيزی داد ، در صرف آن از خود و کسان خود آغاز کند . صحيح مسلم ، کتاب الاماره ، ح3398
روایت یازدهم : وقتی کسی در نماز پيشوای مردم شد ، نماز را سبک گيرد که درميان کسان کوچک و بزرگ و بيمار و ناتوان هست ، پس هر وقت برای خود نماز گذارد هر چه خواهد طول دهد . صحيح مسلم ، کتاب الصلاة ، ح (714 )
روایت دوازدهم : وقتی مرگ طالب علم فرا رسد ، شهيد مي ميرد . . کنز العمال ، ج 10، ص 137، ح 28693
|