تبليغاتX
پيامبر اكرم ص _ امام رضاع _ قرآن و زنان

درباره وبلاگ
به نام خدا . بعد از آنكه مطالبی هر چند ناچیز از زندگی بیکران حضرت رسول و امام رضا علیهما السلام نوشتيم توفیقی شد تا به شبهاتی که در مورد زنان علیه آیات قران اقامه شد را در اینجا مورد بررسی قرار داده و به آن پاسخ گویم . امید که شما مخاطبین گرامی بتوانید از این مطالب نهایت استفاده را ببرید . با تشکر از همه شما .
پيوندهاي ویژه
پيوندها
فستيوال بزرگ كيش
تاریـــــخ امـــروز
سخـــن روز
امکانات وبــلاگ
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS
پشتيباني و  ويرايش قالب
محمد رضا دايي صراف
Powered By
BLOGFA.COM

     وصایای پیامبر اکرم در مورد صله رحم
 

 

و در روايت ديگري از محاسن برقي از امام باقر (ع) از رسول خدا روايت كرده كه فرمود : سفارش مي كنم امت خود را آن كه حاضر است و آنان كه غايب هستند و آنها كه در صُلب هاي مردان و رحم هاي زنانند تا روز قيامت كه صله ي رحم كنند اگرچه براي انجام اين دستور يك سال راه به پيمايند .


در كتاب كنزالعمال از ام انس روايت كرده كه گويد : به رسول خدا (ص) عرض كردم : مرا فريضه ها ( عبادت هاي واجب ) محافظت كن كه برتري جهادها است ، و بسيار ياد خدا كن كه به راستي تو در فرداي قيامت چيزي به پيشگاه خداي عزوجل نخواهي برد كه نزد او محبوب تر از بسيار ياد كردن او باشد .


در همان كتاب از علي (ع) روايت كرده كه مردي نزد رسول خدا (ص) آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا وصيتي فرما وصيتي كوتاه ! حضرت فرمود : بار و بنه ات را آماده و توشه ات را روبراه كن و خود وصي خويشتن باش ، زيرا چيزي جاي خدا را نمي گيرد و در گفتار خدا تخلفي نيست .


و نيز از او روايت كرده كه گويد : رسول خدا (ص) مرا وصيت فرموده : خدا را عبادت كن بدان گونه كه گويا او را مي بيني و خود را در زمره ي مردگان به شمار آور ، و اگر مي خواهي تو را بياگاهانم به چيزي كه بيش از همه ي اين ها اخيتار تو را در دست دارد ؟ گويد : در اين جا حضرت با دست مبارك خود اشاره به زبانش كرد .


از ابي سعيد روايت كرده كه گويد : مردي به نزد رسول خدا (ص) آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا سفارش فرما حضرت فرمود : بر تو باد به تقواي الهي كه آن جامع همه ي خوبي ها است و بر تو باد به جهاد در راه خدا كه آن رهبانيت و ديرنشيني مسلمانان است و بر تو باد به ذكر خدا و تلاوت كتاب خدا ( قرآن ) كه به راستي آن نور و روشنايي تو در روي زمين و يادي است از تو در آسمان و زبانت را در بند كن جز از بيان سخن نيك كه به اين ترتيب بر شيطان پيروز خواهي شد .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به ابو امیه
 

در كتاب تحق العقول روايت كرده در حديثي كه مردي از بني تميم به نام أبو اميه نزد آن حضرت آمده عرض كرد : اي محمد مرا سفارشي فرما حضرت به او فرمود : خشم مكن ، عرض كرد : افزون فرما ، فرمود : از طرف مردم به همان مقدار خوشنود باش كه مي خواهي از تو خوشنود باشند ، عرض كرد : افزون فرما .

فرمود : به مردم دشنام مده كه دشمني آنها را براي خود به دست آوري ، عرض كرد : افزون فرما : فرمود : در انجام كار نيك نسبت به نيكان زهد نداشته باش ( و تا مي تواني به آنها نيكي كن ) عرض كرد : افزون فرما ، فرمود : مردم را دوست بدار تا تو را دوست بدارند و با برادر خود با روي باز ديدار كن ، و خود را در كارها به تعقب و رنج نينداز ، زيرا همان تعب مانع گردد كه بهره اي را از دنيا و آخرت ببري .


در كتاب مصباح الشريعه آمده است كه مردي از رسول خدا (ص) درخواست نمود تا او را وصيتي كند رسول خدا به او فرمود : هيچگاه غضب نكن زيرا در اين كار منازعه و ستيزه جويي با پروردگار تو است عرض كرد : زياده فرما : فرمود : سخت بپرهيز از كاري كه پوزش خواهي از آن بايد زيرا در اين كار شرك پنهان است عرض كرد : افزون فرما : فرمود : نماز بخوان ( همانند ) نماز خداحافظي و وداع كننده با نماز زيرا در اين كار پيوند و نزديكي ( با خدا ) است ، عرض كرد : باز هم بيفزا ، فرمود : از خدا شرم كن همانند شرمي كه از همسايگان صالح و شايسته ات داري زيرا در اين كار افزايش يقين است و به راستي كه خداي تعالي گرد آورده است آنچه را بدان سفارش كنند پيشينيان و پسينيان همه را در يك خصلت تنها و آن تقوا است ، خداي عزوجل فرموده : « و به راستي كه سفارش كرديم كساني را كه كتاب به آنها داده شده پيش از شما و نيز خود شما را كه تقواي الهي داشته باشيد » .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 4
 

 

اي اباذر ( فاصلة ) درجه ي در بهشت همانند فاصله ي ميان زمين و آسمان است ، و به راستي بنده ي خدا ديده به سوي بالا بردارد نوري براي او بدرخشد كه چشمش را خيره كند و با ديدن آن نور بي تابي كند و گويد : اين چه نوري است به او گويند : نور برادر ( ديني ) تو است ، گويد : برادرم فلاني ، ما در دنيا با هم عمل مي كرديم ولي اين گونه بر من برتري گرفته ؟ به او گويند : او در عمل برتر از تو بود ، آن گاه در دلش خوشنودي حق قرار گرفت تا بدانجا كه خوشنود شد .


اي اباذر دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ، و شخص با ايمان نيست جز آن كه در دنيا روز خود را با اندوه آغاز كند ، چگونه اندوهگين نباشد مؤمن در صورتي كه خداي عزوجل به او هشدار داده كه در جهنم درآيد ، ولي وعده ي بيرون رفتن آن را نداده است ، و نيز مؤمن مي داند كه حتماً بيماري ها و مصيبت هايي را ديدار خواهد كرد ، نيز مورد ستم قرار خواهد گرفت و كسي به ياري او نيايد و ( در تمام اين احوال ) تنها ثواب و پاداش خداي را مي جويد ، از اين رو پيوسته در دنيا اندوهگين است تا وقتي كه از مردم دنيا مفارقت كند ، و هنگامي كه از دنيا مفارقت كرد به راحتي و كرامت برسد .


اي اباذر خداي را كسي عبادت نكرده به مانند طول اندوه ( از ترس كوتاهي در اطاعت و نافرماني خدا ) .


اي اباذر كسي كه بهره اش از علم و دانش چنان باشد كه او را نگرياند شايستة آن است كه علمي به او داده شده باشد كه سودش ندهد ، زيرا خداي عزوجل ( در قرآن ) علماء را اين گونه توصيف فرموده :
« شما به اين كتاب ايمان بياوريد يا نياوريد ( مرا يكسان است ) كه البته آنها كه پيش از اين به مقام علم و دانش رسيدند هر گاه اين آيات برايشان تلاوت شود همه با كمال خضوع و فروتني سر طاعت بر حكم آن فرو آورند و گويند پروردگار ما پاك و منزه است ، البته وعدة خداي ما محققاً واقع خواهد شد ، آنها با چشم گريان همه سر به خاك عبوديت نهاده و پيوسته بر خوف و ترسشان از خدا مي افزايد » .


اي اباذر كسي كه توان دارد ( از خشيت خداي تعالي ) گريه كند بگريد ، و كسي كه توان ندارد دلش را به اندوه بپوشاند و تباكي كند ( حال و وضع گريه به خود بگيرد ) به راستي كه دل سخت از خدا دور است ولي توجه نداريد و درك نمي كنيد .
اي اباذر ! خداي تعالي گويد : براي بنده اي دو ترس را گرد نياوردم و هم چنين برايش دو امنيت را ، كه اگر در دنيا از من امنيت يافت ( و از من ترس و واهمه اي نداشت ) در روز قيامت او را بترسانم ، و اگر در دنيا از من واهمه و ترس داشت در روز قيامت او را امان دهم .


اي اباذر به راستي كه بنده ( خدا ) در روز قيامت گناهانش بر او عرضه شود ، و او گويد : ( خدايا ) من چنان بودم كه ترس و واهمه داشتم ، و همين سبب شود كه گناهانش آمرزيده شود .

 

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت چهاردهم
 

 

روایت اول : خداوند به خاطر مسلمان پارسا بلا را از صد خانه همسايه او دفع مي کند . کنز العمال ، ج 9 ، ص 5 ، ح 24654

روایت دوم : خداوند بنده پرهيزگار بي نياز گمنام را دوست دارد . صحيح مسلم ، کتاب الزهد ، ح 5266

روایت سوم : خداوند از بنده مي پرسد که فزونی  دانش خود را کجا صرف کرده ای ، همچنانکه از فزونی مال مي پرسد . کنز العمال ، ج 10، ص 188، ح 28983

 روایت چهارم : خداوند روز رستاخيز بر بيسوادان چيزهايی  را مي بخشد که بر دانشمندان نمي بخشد . کنز العمال ، ج 10، ص 188، ح 28984

 
روایت پنجم : خداوند گويد من ناظر گمان بنده خويشم ، اگر گمان خوب به من بردخوبی بيند و اگر گمان بد برد بدی بيند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 134، ح 5844 

 

روایت ششم : خداوند به وسيله صدقه هفتاد قسم مرگ بد را دفع مي کند . کنز العمال ، ج 6 ، ص 371، ح 16110

 روایت هفتم : خداوند دوست دارد کارهايی را که روا داشته انجام دهند ، چنانکه دوست دارد از نافرمانی او چشم بپوشند . نهج الفصاحه ، ص 163، ح 802


 
روایت هشتم : فرشتگان بالهای خود را برای طالب علم پهن مي کنند ، زيرا از آنچه مي جويد رضايت دارند . سنن ترمذی ، کتاب الدعوات ، ح 3458

 
روایت نهم : وقتی مرده را به خاک سپردند ، صدای  کفش کسان را که از قبر وی باز مي گردند خواهد شنيد . کنز العمال ، ج 15، ص 600، ح 42379

 
روایت دهم : .وقتی مردم ستمگر را ديدند و او را از ستم باز نداشتند ، بيم آن مي رود که خدا همه را به عذاب خود مبتلا کند . سنن ترمذی ، کتاب الفتن ، ح 2094  

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به سربازان
 


اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه فرمود : رسم رسول خدا (ص) چنان بود كه چون لشگري و يا گرداني را به جنگ مي فرستاد فرمانده آنها را سفارش مي كرد به تقواي الهي ، درباره ي مسلماناني كه با او بودند به نيكي سفارش مي كرد و مي فرمود : به نام خدا و در راه خدا بجنگيد كودكي را نكشيد و هم چنين پير سالمند را و زني را كه با شما نمي جنگند نكشيد ، مثله نكنيد ، خيانت نكنيد ، پيمان شكني نكنيد .


از اميرالمؤمنين علي (ع) روايت شده كه فرمود : رسول خدا (ع) مرا به يمن فرستاد و در حالي كه به من وصيت مي كرد :


يا علي ! سرگردان نشود كسي كه در كار خود از خدا خير و خوبي خود را بخواهد ، و پشيمان نشود كسي كه در كار خود مشورت كند و از ديگران نظرخواهي نمايد ، يا علي ! بر تو باد ( براي رسيدن به سر منزل مقصود در سفر ) به سير و راه پيمودن در شب ، زيرا آنچه در شب پيموده شود روز پيموده نشود يا علي ! روز خود را با نام خدا آغاز كن خداي عزوجل براي امت من در آغاز كردن به نام او بركت قرار داده .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 2
 

 

اي اباذر ! مردمي از بهشتيان بر مردماني از دوزخيان سر مي كشند و بدان ها گويند : چه چيزي شما را به دورخ درآورد با اين كه ما به خاطر تأديب و تعليم شما به بهشت درآمديم ؟ در پاسخ گويند : ما چنان بوديم كه ديگران را به كار خير دستور مي داديم ولي خود انجام نمي داديم .


اي اباذر ! به راستي كه حقوق خداي تعالي بزرگتر از آن است كه بندگان شكرش را به جاي آرند و نعمت هاي خداوند بيش از آن است كه بندگان به شماره آرند ولي آنها بامداد و پسين را با تو بگذرانند .
اي اباذر به راستي كه شما در طول گذشت شب و روز در گرو اجل هايي كوتاه و عمل هايي نگهداري و ثبت شده هستيد ، و مرگ ناگهاني درآيد و كسي كه كار خيري بكارد به زودي پاداش خير آن را درو كند ، و كسي كه شري را بكارد ، پشيماني درو كند ، و براي هر كشتكاري همانند آن چيزي است كه كشت كرده .


اي اباذر ! كسي كه در زندگي كُند مي رود بهره اش را سبقت جوينده ي ديگري نربايد ، آن كه حريص است جز به آنچه برايش مقدر شده نرسد ، كسي كه خيري به او عطا شود خدايش عطا فرموده , كسي كه از شري نگهداري شده خدايش نگه داشته ( و همه ي كارها به دست خدا است ) .


اي اباذر ! پرهيزكاران سرورانند ، و فقيهان رهبران ، و هم نشيني با آنان ( سبب ) فزوني است . به راستي كه شخص مؤمن گناهش را چنان ( بزرگ ) بيند كه گويا زير سنگ بزرگي قرار گرفته و ترس آن را دارد كه بر سرش افتد ، ولي كافر گناهش را چنان ( كوچك ) بيند كه گويا مگسي بر بيني او گذر كرده است .


اي اباذر ! به راستي خداي تبارك و تعالي هرگاه براي بنده اي خير و خوبي خواهد گناهانش را برابر ديدگاهش مجسم كند و كيفرش را سنگين و وخيم بنماياند ، و هرگاه براي بنده اي بدي و شر خواهد گناهانش را از ياد او ببرد .


اي اباذر به كوچكي گناه منگر بلكه بدان كسي كه او را نافرماني كرده اي ( و عظمت او ) بنگر .


اي اباذر ! به راستي كه شخص مؤمن نگراني اش از خطا و گناه سخت تر است از نگراني گنجشك از دام .


اي اباذر ! هر آن كس كه گفتارش موافق كردارش باشد او كسي است كه به بهره ي خود رسيده و آن كس كه گفتار و كردارش مخالف يكديگر باشد چنين كسي بايد خود را سرزنش و ملامت كند .


اي اباذر به راستي كه مرد به خاطر گناهي كه انجام دهد از روزي خود محروم شود .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت سیزدهم
 

 

    
 روایت اول : گناه کمتر کن تا مرگ بر تو آسان شود .کنز العمال ، ج 16، ص 21، ح 43756


روایت دوم :
پيش توانگران کمتر رويد زيرا در اين صورت نعمتهای خدا را خوار نخواهيد شمرد . نهج الفصاحه ، ص 82، ح 434


 روایت سوم :
مقررات خدا را درباره بيگانه و خويش اجرا کنيد و در کار خدا به سخن کسان گوش مدهيد . سنن ابن ماجه ، کتاب الحدود ، ح 2531


روایت چهارم :
.بيشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست . کنز العمال ، ج 3 ، ص 549، ح 7841


 روایت پنجم :
در روز رستاخيز از همه مردم گناه آن کس بيشتر است که بيشتر از همه در چيزهايی که بدو مربوط نيست سخن گويد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 641، ح 8293 
                         

 روایت ششم : هر که به دانش از ديگران پيش تر است ، قيمتش بيشتر است . نهج الفصاحه ، ص 83، ح 442

روایت هفتم :
بسيار دعا کن که دعا قضا را دفع مي کند . کنز العمال ، ج 2 ، ص 63، ح 3120

روایت هشتم : مي خواهی تو را از بهترين گنجينه مرد خبر دهم ؟ زن پارسا که وقتی بدو نگرد مسرور شود ، و هم اينکه بدو فرمان دهد اطاعت کند ، و هنگام غيبت امانت او را محفوظ دارد . سنن ابی داود ، کتاب زکات ، ح 1417

 روایت
نهم : .مي خواهيد شما را از چيزی که بهتر از روزه و نماز و صدقه است خبر دهم ؟ اصلاح ميان کسان ، زيرا فساد ميان کسان مايه هلاک است  سنن ترمذی ، کتاب صفة القيامه ، ح 2433

             
روایت دهم : مي خواهيد شما را خبر دهم که آتش بر چه کس حرام است ؟ هر کس که زودجوش و ملايم و آسان گير باشد . سنن ترمذی ، کتاب صفة القیامه حدیث ۴۲۱۲

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ عطار نیشابوری
 

 

خواجگي هر دو عالم تا ابد

كرده وقف احمد مرسل احد

 

يا رسول‌الله بس درمانده‌ام

باد در كف، خاك بر سر مانده‌ام

 

بيكسان را كس تويي در هر نفس

من ندارم در دو عالم جز تو كس

 

يك نظر سوي من غمخواره كن

چاره كار من بيچاره كن

 

گرچه ضايع كرده‌ام عمر از گناه

توبه كردم عذر من از حق بخواه

 

روز و شب بنشسته در صد ماتمم

تا شفاعت خواه باشي يك دمم

 

از درت گر يك شفاعت در رسد

معصيت را مهر طاعت در رسد

 

اي شفاعت خواه مشتي تيره روز

لطف كن شمع شفاعت بر فروز

 

ديده جان را بقاي تو بس است

هر دو عالم را رضاي تو بس است

 

داروي درد دل من مهر توست

نور جانم آفتاب چهر توست

 

هر گهر كان از زبان افشانده‌ام

در رهت از قعر جان افشانده‌ام

 

زان شدم از بحر جان گوهرفشان

كز تو بحر جان من دارد نشان

 

حاجتم آن است اي عالي گهر

كز سر فضلي كني در من نظر

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به خالد بن زید
 

ابوايوب خالدبن زيد نزد رسول خدا (ص) آمد عرض كرد : اي رسول خدا به من وصيتي كوتاه بفرما شايد بتوانم آن را حفظ كنم حضرت فرمود : تو را به پنج چيز وصيت مي كنم :


1 – به نااميدي و يأس از آنچه در دست مردم است كه به راستي بي نيازي همين است .


2 – بپرهيز از طمع كه فقر حاضر و نياز واقعي همين است .


3 – نماز بخوان نماز كسي كه با آن وداع كند يعني فكر كن آخرين نماز تو است .


4 - بپرهيز از كاري كه ناچاري از آن عذرخواهي كني .


5 – براي برادرت دوست بدار آنچه را براي خود دوست مي داري .

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به معاذ ابن جبل
 

 

در كتاب تحف العقول اين گونه روايت كرده : وصيت رسول خدا (ص) به معاذبن جبل هنگامي كه او را به كشور يمن فرستاد فرمود : اي معاذ كتاب خدا را به آنها ياد بده ، و ادب آنها را به اخلاق شايسته نيكو كن ، و مردم خوب و بدشان را بر طبق قدر و منزلتشان جاي ده ، 

 فرمان خدا را در آنها اجرا كن و درباره ي فرمان خدا و مال او از احدي هراس نداشته باش چون فرمانروايي و مال از آن تو نيست كه به هر گونه بخواهي در آنها عمل كني و امانت را در هر آنچه از كم و زياد است به آنها بپرداز و بر تو باد به مدارا كردن و نرم خويي و گذشت در جايي كه حق ترك نشود اگر چه جاهل بگويد : حق خدا را ترك كردي ، و از هر كاري كه ترس آن را داري از ناحيه ي آن تو را عيب جوئي كنند ، نزد كارمندان خود عذرخواهي آن كار را بكن پيش از آن كه آنها بخواهند براي تو عذرتراشي كنند ، سنت هاي زمان جاهليت را بميران جز آنها را كه اسلام سنت قرار داده و امضا كرده و امر اسلام را آشكار كن همه را كم يا زياد و بيشتر اندوه تو در كار نماز باشد ، زيرا پس از اقرار به دين ، نماز رأس اسلام است .

مردم را به خدا و روز جزا يادآوري كن ، به دنبال آن اندرز ده و موعظه كن زيرا نيروي موعظه براي آنها در مورد عمل به آنچه خدا دوست مي دارد بيشتر است ، 1 آن خدايي را كه به سويش بازگردي پرستش كن و در راه خدا از سرزنش كسي واهمه و ترسي نداشته باش .


و تو را وصيت و سفارش مي كنم به تقواي الهي ، راستگويي ، وفاء به عهد و پيمان ، امانتداري ، ترك خيانت ، گفتار نرم ، سلام كردن ، همسايه داري ، يتيم نوازي ، حسن عمل ، كوتاه كردن آرزو ، دوست داشتن آخرت ، جزع و بي تابي از حساب ( روز جزا ) ، ملازمت ايمان ، فهم در قرآن ، فرو خوردن خشم ، فروتني و سخت بپرهيز از اين كه مسلماني را دشنام گويي يا گنهكاري را فرمان بري يا امام و رهبر عادلي را نافرماني كني يا راستگويي را دروغگو بشماري يا دروغگويي را راستگو بداني و پروردگار خود را نزد هر درخت و سنگي ياد كن و براي هر گناهي توبه اي انجام ده ، پنهاني را به پنهاني و آشكار را به آشكار .


اي معاذ اگر نبود كه من مي بينم ديدار ما به قيامت خواهد افتاد وصيت و سفارش را كوتاه مي كردم ولي مي بينم كه ديگر هرگز يكديگر را ديدار نخواهيم كرد و اين را هم بدان اي معاذ كه محبوب ترين شما در نزد من كسي است كه مرا فرداي قيامت به همان گونه ديدار كند كه از من جدا شده است !

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 1
 

 

از ابوذر غفاري ( ره ) روايت شده كه گويد : به رسول خدا عرض كردم :
اي رسول خدا مرا سفارشي و وصيتي بفرما !
رسول خدا فرمود: تو را وصيت مي كنم به تقواي الهي كه به راستي تقوا اساس همه ي كارها است .
عرض كردم : براي من بيفزا !
فرمود : بر تو باد به تلاوت قرآن و ذكر خداي تعالي بسيار كه به راستي آن يادي است براي تو در آسمان ها و نوري است براي تو در زمين . عرض كرد : برايم بيفزا !
فرمود : خموشي ( پيشه كن ) كه شيطان را براند و كمكي است تو را بر امر دين تو ، عرض كردم : باز هم برايم بيفزا ! فرمود : سخت بپرهيز از خنده ي بسيار كه دل را مي ميراند و نور صورت را ببرد ، عرض كردم : باز هم وصيتي براي من بيفزا !
فرمود : به زير دست خود بنگر و به بالاتر از خود منگر كه اين كار به اين حقيقت نزديك تر است كه تو نعمت خدا را بر خدا حقير نشماري . عرض كردم : اي رسول خدا برايم بيفزا !
فرمود : با خويشانت پيوند كن اگر چه آنها با تو قطع كنند ، عرض كردم : مرا بيفزا !
فرمود : مسكينان و هم نشيني با آنها را دوست بدار . عرض كردم : باز هم بيفزا !
فرمود : حق بگو اگرچه تلخ باشد . عرض كردم : باز هم بيفزا !
فرمود : در راه خدا از سرزنش سرزنش كننده واهمه و ترس نداشته باش . عرض كردم : باز هم برايم بيفزا ! فرمود : بايد آنچه از ( اعمال ) خود مي داني مانع و حايل تو شود از ( عيب جويي بر ) مردم ، و در نتيجه در برخورد با آنها خشمگين نشوي ! آنگاه فرمود :
براي معيوب بودن انسان همين قدر كافي است كه در او سه چيز باشد : از مردم سراغ كند و بشناسد آنچه را از خود بي خبر است .
و شرم دارد براي مردم آنچه را در خود اوست و همنشين را بيازارد بدانچه به كار او نيايد .
سپس فرمود :


اي اباذر هيچ عقل و خردي چون تدبير در كار نيست و هيچ ورع و پارسايي هم چون خويشتن داري از گناه نيست و هيچ حسب و اصل و تباري هم چون خلق خوب نيست .
ابوذر گويد : رسول خدا (ص) مرا به هفت چيز وصيت فرمود :
به زيردستانم ( و كساني كه زندگيشان از من پست تر است ) بنگرم و به كساني كه از من بالاترند نگاه نكنم .
مسكينان را دوست داشته باشم و به آن ها نزديك شوم .
حق را بگويم اگرچه تلخ باشد .
صله ي رحم كنم اگرچه آنها به من پشت كرده باشند .
در راه خدا از ملامت و سرزنش ملامت كننده اي نترسم .
« لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم » را زياد بگويم ، كه به راستي اين ذكر از گنج هاي بهشت است .


اي اباذر خداي را عبادت و پرستش كن بدان
گونه كه گويا او را مي بيني زيرا اگر تو او را نه بيني او تو را مي بيند و بدان كه آغاز عبادت خدا معرفت و شناخت او است پس او است آغاز پيش از هر چيز كه چيزي پيش از او نيست ، يكتايي كه دومي ندارد ، باقي اي كه پاياني براي او نيست ، آفريننده ي آسمان ها و زمين و آنچه در آن دو و در ميان آن دو است ، و او است خداي لطيف و خبيري كه بر هر چيز توانا است ، و پس از معرفت خدا ايمان به نبوت من و اقرار به اينكه خداي تعالي مرا به سوي همه ي مردم فرستاد به عنوان مژده دهنده و بيم دهنده و خواننده به سوي خدا به اذن او و چراغي تابناك و پس از آن محبت و دوستي خاندان من ، آنان كه خداوند پليدي را از آنان دور كرده و به خوبي آنان را تطهير نموده و پاكيزه ساخته است .


و بدان اي اباذر كه به راستي خداي عزوجل خاندان و اهل بيت مرا در ميان امتم همانند كشتي نوح قرار داده كه هر كس بر آن سوار شود ، نجات يافته و هر كس از آن روي گرداند غرق خواهد شد .


اي اباذر آنچه را به تو وصيبت مي كنم حفظ و نگهداري كن كه در دنيا و آخرت سعادتمندخواهي بود .


اي اباذر دو نعمت است كه بسياري از مردم درباره ي آن مغبون هستند : سلامتي و فراغت .


اي اباذر پنج چيز را پيش از رسيدن پنج چيز غنيمت بدان : جواني ات را پيش از رسيدن پيري ، سلامتي خود را پيش از بيماري ات ، بي نيازي ات را پيش از فقر و نداري ، فراغت خود را پيش از گرفتاري ، و زندگي ات را پيش از مرگت .


اي اباذر سخت بپرهيز از امروز و فردا كردن در انجام خواسته ات ( و به تأخير انداختن آن ) زيرا آنچه دراختيار تو است همين امروز تو است ، و فردا در اختيارت نيست ، ( و اطميناني به رسيدن فردا و زنده ماندنت تا فردا نداري ) و چنانچه فردايي هم داشتي در فردا نيز همانند امروز باش ، و اگر فردايي نداشتي براي آنچه را امروز از دست داده اي پشيمان نخواهي شد .
اي اباذر چه بسيار كساني كه به استقبال روزي رفته اند كه آن را به پايان نرسانده ، و چشم به راه فردايي بوده كه بدان نرسيده اند .


اي اباذر اگر به أجل و مسير آن بنگري ، آرزو و فريبندگي آن را مبغوض خواهي داشت . ( و گرفتار آرزوهاي فريبنده نخواهي شد ) .


اي اباذر چنان باش كه گويي در دنيا غريب و بيگانه اي ، يا همانند رهگذري هستي ، و خود را از خفتگان در گور محسوب دار .


اي اباذر هنگامي كه به صبح درآمدي ( و شب را به روز آوردي ) گفتگوي شام را با خود مكن ( و اميد رسيدن به شب را نداشته باش ) و چون شام كردي سخن از بامداد فردا با خود مكن ، و سلامتي خود را پيش از بيماري ات غنيمت شمار و زندگي ات را پيش از مرگت ، زيرا تو نمي داني كه فردا نامت چيست ( آيا از مردگاني يا از زندگان ) .


اي اباذر خود را واپاي ( و نگران باش ) از اين كه مرگ تو را دريابد زيرا مرگ بازگشت ندارد و نيروي برگشت نداري ، و بازماندگانت تو را به آنچه ( براي آنها به ارث ) گذارده اي سپاس نگويند ، و آن ( خدايي ) كه بر او درآمده اي تو را به سرگرمي هاي گذشته ات ( به كارهاي دنيا ) معذور ندارد .


اي اباذر در نگهداري و استفاده از عمر خود بيشتر دقت كن و اهميت بده تا در نگهداري دينار .

 

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت دوازدهم
 

 

روایت اول : فرزندان خود را در خوب شدن کمک کنيد ، زيرا هر که بخواهد مي تواند نافرمانی را از فرزند خود بيرون آورد . کنز العمال ، ج 16، ص 457، ح 45419


روایت دوم : پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمار : زندگی را پيش از مرگ ، صحت را پيش از بيماری ، فراغت را پيش از اشتغال ، جوانی را پيش از پيری و ثروت را پيش از نيازمندی . کنز العمال ، ج 15، ص 879، ح 43490


روایت سوم : بهترين کارها آن است که برادر مؤمن خويش را خوشحال سازی يا قرض او را بپردازی .  کنز العمال ، ج 15، ص 823، ح (43269)


روایت چهارم : بهترين کارها پس از ايمان به خدا دوستی با مردم است . کنز العمال ، ج 9 ، ص 5 ، ح 24653


روایت پنجم : بهترين کارها کسب حلال است کنز العمال ، ج 4 ، ص ، 4 ، ح 9194

                                       


روایت ششم : بهترين کارها دوستی و دشمنی در راه خداست .سنن ابی داود ، کتاب السنه ، ح 3983

روایت هفتم : همانا بهترين جهاد سخن حقی است که پيش پادشاه ستمکار گويند . مسند احمد ، باقی مسند المکثرين ، ح 10716

روایت هشتم : بهترين جهاد آن است که کسی  روز آغاز کند و در انديشه ظلم کسی نباشد. کنز العمال ، ج 4 ، ص 307، ح 10636 

 
روایت نهم : بهترين پولها پولی است که انسان برای نان خواران خود خرج مي کند .  سنن ترمذی ، کتاب البر و الصله ، ح 1889

روایت دهم : بهترين صدقه ها آن است که هنگامی که سالم و تنگدستی و اميد ثروت و بيم فقر داري صدقه بدهی ، نه آن که بگذاری تا وقتی جان به گلو رسيد بگويی : اين مال فلانی و اين مال فلانی  ، زيرا آنها متعلق به فلانی شده است . کنز العمال ، ج 6 ، ص 400، ح 16251

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ عطار نیشابوری
 

 

سبحان قادري كه صفاتش ز كبريا

بر خاك عجز مي‌فكند عقل انبيا

 

گر صد هزار قرن همه خلق كاينات

فكرت كنند در صفت و عزّت خدا

 

آخر به عجز معترف آيند كاي اله

دانسته شد كه هيچ ندانسته‌ايم ما

 

لبيك عشق زن تو درين راه خوفناك

و احرام دردگير درين كعبه رجا

 

جاويد در متابعت مصطفي گريز

تا نور شرع او شودت پير و مقتدا

 

خورشيد خلد معتر دنيا و آخرت

سلطان شرع خواجه كونين مصطفي

 

چشم و چراغ سنّت و نور دو چشم دين

صاحب قبول هفت قران صاحب لوا 1

 

كان بود كلّ عالم و او بود آفتاب

مس بود خاك آدم و او بود كيميا

 

يك شب براق تاخت چو برق از رواق چرخ

از قدسيان خروش برآمد كه مرحبا

 

در پيش او كه غاشيه كش بود جبرئيل

هم انبيا پياده دويدند و اصفيا

 

از دست ساقي وَسَقاهُم‌ 2 شراب خواست

حالي شراب يافت ز جام جهان‌نما

 

شيرخدا و ابن عم خواجه آنكه يافت

تختي چو دوش خواجه و تاجي چو هل اتي 3

 

چون مصطفاش در اسدالله مثال داد 

طغراي آن مثال كشيدند لافتي‌ 4

 

گر در ثناي تو دم عيسي مراست بس

در وصف تو چگونه بر آرم دم ثنا

 

بسيار گفتم و بنگفتم يكي هنوز

دردا كه نيست درد مرا اندكي دوا

 

چون من به صد زبان مقرم 5‌ بر گناه خويش

اي دست گير خلق، چه حاجت بود گوا

 

از فضل خود نويس برات نجات من

بر من ببخش و بر عمل من مده جزا

 

در عمر يك نفس كه به صدفي برآمده است

حشرش بر آن نفس كن و بگذار ما مضي‌ 6

 

پي‌نوشت‌ها:

1- هفت قران: ظاهراً اشاره به تمام ازمنه و دورانهاست. براي معني (لواء) واحاديث آن (رك: شماره‌5 بخش اسدي طوسي در همين كتاب.)

2- وسقيهم: اشاره به آيه شريفه: 21 سوره هل اتي (= الانسان): ... و سقاهم ربّهم شراباً طهوراً.

3- اشاره است به سوره هل اتي كه در شأن علي(ع) و اهل البيت(ع) نازل شده است.

4- اشاره است به: لافتي الاّ علي لاسيف الاّ ذوالفقار

5- مقّر= معترف، اقراركننده.

6- مامضي: آنچه گذشته است.

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت یازدهم
 

 

روایت اول : هيچ کس آن قدر که من در راه خدا اذيت ديدم ، اذيت نکشيد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 130، ح 5818


روایت دوم : هر که استغفار کند ، خدا برای او از هر غمی گشايش و از هر تنگنايي مفری پديد آرد ، و او را از جايی که انتظار ندارد روزی دهد ، زيرا گناه مانع فيض و رزق است و استغفار گناه را مي شويد . مسند احمد ، مسند بنی هاشم ، ح (2123)


روایت سوم : هر ثروتمندی روز قيامت آرزو کند که در دنيا فقط قوت خويش مي داشت . کنز العمال ، ج 3 ، ص 197، ح 6143


روایت چهارم : ساعتی بی ذکر خدای بر آدمی  زاد نگذرد مگر روز قيامت بر آن حسرت خورد کنز العمال ، ج 1 ، ص 424، ح 1819

روایت پنجم : هر گروهی که ربا ميانشان رواج گيرد به قحط مبتلا شوند ، و هرگروهی رشوه ميانشان رواج گيرد به ترس دچار شوند . مسند احمد ، مسند الشاميين ، ح 17155


روایت ششم : هر که ميانه روی کند ، فقير نشود . کنز العمال ، ج 16، ص 140، ح 44172


روایت هفتم : حکايت خاندان من چون کشتی نوح است ، هر که در آن نشست برست ،
و هر که از آن باز ماند غرق شد . کنز العمال ، ج 12، ص 95، ح 34151


روایت هشتم : هر که ميانه روی کند خدا بي نيازش کند ، و هر که اسراف کند خدا فقيرش کند ، و هر که فروتنی کند خدايش بردارد ، و هر که بزرگی فروشد خدايش در هم شکند .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 50، ح 5437

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ سنائی غزنوی
 

 

احمد مرسل آن چراع جهان

رحمت عالم آشكار و نهان

 

آمد از رب سوي زمين عرب

چشمه زندگاني اندر لب

 

هم عرب هم عجم مسخّر او

لقمه خواهان رحمت در او

 

در جهاني فكنده آوازه

با خود آورده سنّتي تازه

 

دين بدو يافت زينت و رونق

زانكه زو يافت خلق راه به حق

 

سخن او برد تو را به بهشت

ادب او رهاندت ز كنشت

 

دل پر درد را كه نيرو نيست

هيچ تيماردار چون او نيست

 

بر تو از نفس تو رحيم‌تر است

در شفاعت از آن كريم‌تر است

 

از كرم، نزهوا و نزهوسي

مهربانتر ز تست بر تو بسي

 

گر تو خواهي كه گردي او را يار

از حرام و سفاح1 دست بدار

 

در حريم وي اي سلامت جوي

شرم‌دار از حرام و دست بشوي

 

اي فرو  مانده زاروار و خجل

در حجيم تن و جهنم دل

 

گر تو را ديده هست و بينايي

چون ز دوزخ سبك برون نايي؟

 

پاك شو، پاك، رستي از دوزخ

كو رهاند ترا از آن برزخ

 

خاك او باش و پادشاهي كن

آن او باش و هر چه خواهي كن

 

تا به حشر اي دل ار ثنا گفتي

همه گفتي چو مصطفي گفتي

 

شمع بود آن هماي فرخنده

از درون سوز و از برون خنده

 

گنج همسايه بد دل پاكش

رنج سايه نبود بر خاكش

 

پي‌نوشت:

1- سفاح : زنا كردن

* برگزيده حديقه سنائي، به كوشش ناصر عاملي، كتابخانه طهوري 1356هـ. ش. تهران ص40.

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم درباره ي تقوا و گذشت و شرم و حیاء
 

 

وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي تقوا و گذشت


نيز در همان كتاب از رسول خدا (ص) روايت كرده كه به مردي فرمود : تو را سفارش مي كنم به تقواي الهي و گذشت و عفو مردم .
در همان كتاب روايت كرده كه مردي از اهل يمن نزد رسول خدا (ص) بود و خواست نزد خاندانش باز گردد به آن حضرت عرض كرد : مرا وصيتي فرما حضرت بدو فرمود : تو را وصيت مي كنم كه چيزي را شريك خدا نگيري ، پدر و مادرت را نافرماني نكني ، مردم را دشنام ندهي .

وصيّت پيامبر اعظم (ص) درباره ي شرم از خداي تعالي


و در بحارالانوار كتاب روضه الواعظين روايت كرده كه شخصي به رسول خدا (ص) عرض كرد : مرا وصيتي فرما فرمود : از خدا شرم كن به اندازه اي كه از مرد صالحي از قوم خود شرم مي كني

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم در مورد حضرت علی علیهما السلام
 

 

در كتاب مجالس شيخ به سندش از عبدالله بن عباس در حديثي روايت كرده كه به رسول خدا (ص) عرض كرد : اي رسول خدا (ص) مرا وصيتي فرما ! فرمود : بر تو باد به دوستي علي بن ابي طالب سوگند به خدايي كه مرا به حق به نبوت برانگيخته خداوند از بنده اي حسنه و كار نيكي را نپذيرد تا اين كه از او درباره ي دوستي و ولايت علي بن ابي طالب سؤال كند با اين كه خداي تعالي خود داناتر است اگر ولايت او را آورد عمل او را بپذيرد بر هر چه از او است و اگر نياورد از چيز ديگري سؤال نشود و دستور داده شود او را به سوي آتش برند .


اي پسر عباس سوگند به خدايي كه مرا به نبوت برانگيخت به راستي كه خشم آتش دوزخ سخت تر است بر دشمن علي از كسي كه پندارد براي خداي فرزندي است ،

اي پسر عباس اگر فرشتگان مقرب و پيمبران مرسل بر بغض علي اجتماع كنند – با اين كه هرگز اين كار را نخواهند كرد – خداوند آنها را به آتش دوزخ عذاب كند . گويد عرض كردم : اي رسول خدا آيا احدي هست كه او را مغبوض دارد ؟ فرمود : آري اي پسر عباس مردمي او را مغبوض مي دارند كه پندارند از امت من هستند ولي خداوند براي آنها بهره اي در اسلام قرار نداده ،

اي پسر عباس نشانه ي بغض آنها با علي آن است كه كسي را كه از او در رتبه پست تر است بر او برتري دهند سوگند به آن كس كه مرا به حق برانگيخته خداوند پيغمبري مبعوث نفرمود كه نزد او گرامي تر از من باشد و نه وصيي كه گرامي تر از علي باشد ...


ابن عباس گويد : من پيوسته به همان گونه عمل مي كردم كه رسول خدا (ص) به من دستور داده بود و مرا به دوستي او دستور فرموده بود و بزرگترين عمل نزد من همان بود تا اين كه روزگاري گذشت و چون زمان وفات رسول خدا (ص) فرا رسيد نزد آن حضرت رفته عرض كردم : پدر و مادرم به قربانت اي رسول خدا مرگ شما نزديك گشته اين كه چه دستوري به من مي دهي ؟ فرمود : اي پسر عباس مخالفت كن با كسي كه با علي مخالفت كند و پشتيبان و دوست چنين كسي مباش

عرض كردم : اي رسول خدا (ص) چرا مردم را دستور به ترك مخالفت با او نمي دهي ؟ گويد : در اين جا رسول خدا گريان شد به حدي كه بيهوش گشت سپس فرمود : اي پسر عباس علم خدا درباره ي آنها سبقت گرفته سوگند به خدايي كه مرا به حق به نبوت برانگيخت احدي نيست كه در دنيا با او مخالفت كند و حقش را انكار كند جز اين كه چون از دنيا برود خداي تعالي نعمتش را در او تغيير دهد .

اي پسر عباس اگر خواستي كه چون خدا را ديدار كني از تو خوشنود و راضي باشد طريقه ي علي بن ابي طالب را بپيماي ، و به هر سويي كه او متمايل شود ، متمايل شو و امامت او را بپذير و دشمن بدار هر كس كه او را دشمن دارد و دوست بدار هر كس كه او را دوست مي دارد ،

 اي پسر عباس بر حذر باش از اين كه درباره ي او ترديد و شكي در دلت درآيد كه به راستي شك درباره ي علي كفر به خداي تعالي است .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم در مورد اهل بیت علیهم السلام
 

علامه مجلسي در بحارالانوار از كتاب كفايه الاثر روايت كرده به سندش از عمران بن حصين كه رسول خدا (ص) براي ما خطبه خوانده و سخنراني كرده فرمود : اي گروه مردم من به زودي از ميان شما مي روم و از ديده ها پنهان مي شوم شما را درباره ي عترت خود به خير و نيكي وصيت مي كنم در اين جا سلمان برخاست و عرض كرد : اي رسول خدا ! آيا امامان پس از تو از عترت شما نيستند ؟ فرمود : بله نُه تن آنها از صلب حسين اند و از ما است مهدي اين امت ، كه هر كس به آن تمسك كرده و چنگ زند به ريسمان خدا چنگ زده به آنها تعليم نكنيد و چيزي نياموزيد كه آنها از شما داناترند و از آنها پيروي كنيد زيرا آنان بر حق هستند و حق با آنها است تا هنگامي كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند .


از همان كتاب به سندش از زيدبن ارقم روايت كرده كه گفت : رسول خدا براي ما سخنراني كرده خطبه خواند و پس از حمد و ثناي الهي فرمود : اي بندگان خدا شما را به تقواي الهي وصيت و سفارش مي كنم آن خدايي كه بندگان از او بي نياز نيستند زيرا كسي كه به تقوا ميل و رغبت داشت در دنيا زهد ورزد و بدانيد كه مرگ پايان راه جهانيان و بازگشتگاه باقيماندگان خواهد بود مرگ اساس هر خوشي و لذتي را در هم ريزد ، هر نعمتي را نابود مي كند و هر شادماني و سروري را در هم ريزد .


دنيا خانه ي نابود شدني است و دنياييان بايد از آن كوچ كنند دنيا در ظاهر شيرين و سرسبز است و براي خواهانش خود را آراسته خدايتان رحمت كند از دنيا كوچ كنيد به همراه بهترين توشه اي كه با خود داريد و از دنيا بيشتر از آنچه شما را به آخرت برساند نجوييد و ندوزيد چشمان خود را به آنچه خوشگذرانان از آن بهره گيرند .


اي گروه مردم شما را درباره ي عترت و خاندان خود به رفتار خير و نيكي سفارش مي كنم زيرا آنان به حق هستند و حق با آنها است آنهايند امامان راه يافته پس از من و امينانند معصوم .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به سلمان فارسی
 

 

از سلمان فارسي روايت شده كه گويد : خليل من (‌رسول خدا (ص) ) مرا به هفت چيز سفارش كرد كه در هيچ حال آن را وانگذارم .


به من سفارش كرد كه به پايين تر از خود بنگرم و به بالا دست خود ننگرم و اين كه فقيران را دوست داشته و به آنها نزديك شوم و اين كه حق را بگويم اگرچه تلخ باشد ، و اين كه صلة رحم كنم اگرچه آنها پشت كرده و قطع رحم كرده باشند و از مردم چيزي نخواهم . به من سفارش كرد كه ذكر « لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم » را زياد بگويم كه آن گنجي از گنج هاي بهشت است .


علامه مجلسي ( ره ) در كتاب بحارالانوار از كتاب حسين بن سعيد به سندش از اميرالمؤمينن (ع) روايت كرده كه فرمود : مردي از رسول خدا اجازه ي ديدار گرفت و به نزد آن حضرت آمده عرض كرد :


اي رسول خدا مرا وصيتي فرما ! حضرت به او فرمود : تو را سفارش مي كنم كه چيزي را براي خدا شريك نگيري و مشرك نشوي اگرچه بدنت را قطعه قطعه كنند و تو را به آتش بسوزانند ، و به پدر و مادرت تندي مكن و اگر به تو دستور دادند از دنياي خود دست بداري ، دست بدار و به مردم دشنام مده و چون برادر مسلمان خود را ديداري كردي با چهره اي باز و نيكو ديدارش كن و از زيادي آب دلو خود براي او بريز ( و از بهره هاي وافري كه خدا به تو داده او را نيز بهره مند ساز ) هر يك از مسلمانان را ديدار كني سلام مرا به او برسان ، و مردم را به اسلام دعوت نما ، و اين را بدان كه پاداش تو در برابر هر نفري كه دعوت تو را اجابت كند پاداش آزاد كردن بنده هايي از فرزندان يعقوب است و اين را هم بدان كه نبيذ نوعي از شراب كه آن را كوچك دانند بر مردم حرام است و هر مست كننده اي بر آنها حرام است .


و در كتاب تحف العقول از رسول خدا (ص) روايت كرده كه مردي به آن حضرت عرض كرد : اي رسول خدا مرا وصيتي فرما كه خداوند به وسيله آن سودم دهد حضرت به او فرمود : بسيار مرگ را يادت كن تو را از دنيا بَركند ، و بر تو باد به شكر و سپاسگزاري كه بر نعمت بيفزايد و بسيار دعا كن زيرا تو نمي داني چه زماني دعايت مستجاب شود و سخت بپرهيز از تجاوز و ستم زيرا در حكم خداوند است كه هر كس مورد تجاوز قرار گيرد خداوند او را ياري كند و خدا ( در قرآن فرموده ) : « اي مردم جز اين نيست كه ستم و تجاوز شما به زيان خودتان است » و سخت بپرهيز از فريبكاري و مكر كه خداوند حكم كرد ، فريب بد ، جز به فريبكار باز نگردد .


نيز در همان كتاب آمده است كه مردي نزد رسول خدا آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا وصيتي فرما حضرت به او فرمود : چيزي را شريك خدا قرار مده اگر چه تو را به آتش به سوزانند و شكنجه كنند ، مگر اين كه دلت به ايمان مطمئن باشد 1 و ديگر آن كه پدر و مادرت را غذا ده و به آنها نيكي كن چه زنده باشند و چه مرده و نماز واجب را عمداً ترك مكن زيرا كسي كه نماز واجب را عمداً ترك كند عهد و پيمان خدا از او بيزار و جدا است و سخت بپرهيز از شرابخواري و نوشيدن هر مسكري كه مستي آرد ، زيرا اين دو ، كليد هر شري هستند .


در كتاب اصول كافي به سندش روايت كرده كه مردي به آن حضرت عرض كرد ، مرا سفارش و وصيتي كن ، فرمود : زبانت را نگهدار آن مرد مجدداً عرض كرد : مرا سفارش و وصيتي فرما ، حضرت فرمود : زبانت را نگهدار آن مرد براي بار سوم عرض كرد : مرا وصيت و سفارشي فرما ، فرمود : واي بر تو ، آيا مردم را چيزي جز محصول درو شده زبانشان به صورت در آتش دوزخ اندازد ؟


از كتاب دعوات راوندي روايت شده كه اسودبن اصرم نزد آن حضرت آمده عرض كرد : اي رسول خدا مرا وصيتي فرما : حضرت به او فرمود : آيا مالك دست خود هستي و آن را در اختيار داري ؟ عرض كرد : آري فرمود : آيا زبان خود را در اختيار داري و مالك آن هستي ؟ عرض كرد : آري فرمود : پس دست خود را جز بر كار خير باز مكن و مگشا و با زبان خود جز سخن نيك مگو .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد


 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 3
 

 

اي اباذر ! واگذار آنچه را به تو ربطي ندارد ، و سخن مگوي در آن جا كه سودي برايت ندارد ، و زبانت را به صورت گنجي نگهدار همان گونه كه پول خود را گنجينه مي كني .


اي اباذر ! به راستي كه خداي تعالي مردمي را به بهشت مي برد و به آنها چندان بدهد كه خسته شوند ، و بالاي سر آنها مردماني هستند در درجات والا ، و چون بدانها بنگرند آنان را بشناسند و گويند : پروردگارا اينان برادران مايند كه در دنيا با آنها بوديم به چه چيز آنها را بر ما برتري دادي ؟
به آنها گفته شود : هيهات هيهات اينان در زماني كه شما غذاي سير مي خورديد گرسنه بودند ، هنگامي كه شما سيراب بوديد تشنه بودند ، هنگامي كه شما مي خوابيديد به پا مي خاستند ، و چون شما خود را ( از ترس دشمنان پنهان كرده و ) نگاه مي داشتيد ، آنها ( براي جهاد ) بيرون مي رفتند .


اي اباذر ! خداي تعالي نور چشم مرا در نماز قرار داده و نماز را محبوب من ساخته همان گونه كه غذا را براي گرسنه و آب را براي تشنه محبوب داشته ، به راستي گرسنه چون غذا بخورد سير شود ، تشنه چون آب بنوشد سيراب گردد ، ولي من از نماز سير نمي شوم .


اي اباذر هر آن مردي كه در شبانه روز به جز نماز واجب دوازده ركعت نماز بخواند خانه اي در بهشت براي او حقي واجب است .
اي اباذر تا وقتي در نماز هستي براستي كه در خانه ي پادشاه جبار را بكوبي ، و كسي كه زياد دَرِ خانه ي پادشاه را بكوبد به رويش باز شود .


اي اباذر هيچ مؤمني نيست كه به نمار ايستد جز آن كه خير و نيكي در بر او ريزان گردد ، و فرشته اي بر او موكل گردد كه ندا كند : اي پسر آدم اگر بداني چه پاداش و بهره اي در نمار داري و با چه كسي مناجات و راز و نياز كني از نماز بيرونت نخواهي رفت ( و آن را رها نخواهي كرد ) .


اي اباذر خوشا به حال پرچمداران روز قيامت كه پرچم ها را بر دوش كشند و از مردم به سوي بهشت پيشي گيرند ، هان كه آنان كساني هستند كه پيشي گيرند به سوي مساجد در سحرها و غير اوقات سحر .


اي اباذر نماز ستون دين است و ( كار ) زبان بزرگتر ، و صدقه خطا را محو سازد و ( كار ) زبان بزرگتر ، و روزه سپري است از دوزخ و ( كار ) زبان بزرگتر است ، جهاد شرف و بزرگي است و ( كار ) زبان بزرگتر است .


توضيح : در توضيح اين حديث آنچه اكنون به نظر مي رسد اين است كه اين اعمال هر كدام نقش مهم و پاداش بزرگي دارد چنانچه نماز ستون دين ، صدقه محوكننده خطا ، روزه مانند سپر جلوگير از آتش دوزخ و جهاد شرف و بزرگي است ، اما كار زبان و كاربرد آن در همه ي اين موارد بيش از خود آنها و عمل به آنها است چون عمل زبان ترويج نماز و صدقه و روزه و جهاد در جامعه است ولي عمل به آنها فقط براي عامل به آ‎ن سودبخش و نافع است و از اين رو كار زبان بزرگتر و مؤثرتر است و به اصطلاح ادبي بايد با تقدير مضاف كه « عمل » باشد در هر چهار مورد معني كنيم ، چنانچه ما در ترجمه در ميان پرانتز ذكر كرده ايم .

ماخذ :

برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     وصایای پیامبر اکرم به امیر المومنین علیهما السلام
 

يا علي ! تو را از سه خصلت بزرگ نهي مي كنم : حسد ، حرص ، دروغ .


يا علي ! آقا و سرور عمل ها سه چيز است : انصاف تو با مردم نسبت به خويش ، و مواسات با برادر ديني ات را در راه خداي عزّ و جّل و ذكر و ياد خداي تبارك و تعالي را در هر حال .


يا علي ! براي مؤمن در دنيا سه خوشحالي است : ديدار برادران افطار از روزه ، تهجّد در پايان شب .


يا علي ! سه چيز است كه اگر در كسي نباشد كاري از او پا نگيرد ( و در كارها توفيق نيابد ) پارسايي ( و ورعي ) كه حايل شود او را از نافرماني هاي خداي عزّ و جّل ، و خلق و خويي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند ، و بردباري و حلم كه به وسيله آن جهالت و ناداني جاهل ( و افراد نادان ) را برگرداند .


يا علي ! سه خصلت از حقيقت هاي ايمان است : انفاق و بخشش در تنگدستي ، انصاف مردم از خويشتن ، بذل دانش به دانشجو .


يا علي ! سه چيز از مكارم اخلاق است : عطا كني به كسي كه تو را از عطاي خويش محروم ساخته ، پيوند كني با كسي كه از تو بريده ، عفو كني و بگذري از كسي كه به تو ستم كرده است .


يا علي ! سه چيز است كه هر كس خداي را با آن سه ديدار كند از برترين مردم خواهد بود : كسي كه به پيشگاه خدا برود با انجام هر چه خدا بر او فرض و واجب كرده كه او از زمره ي عابدترين مردم است ، كسي كه پارسايي ورزد از محرمات الهي كه او از پارساترين مردم است ، كسي كه قناعت كند به آنچه خدا روزي اش كرده كه او از بي نيازترين مردم است .
يا علي ! سه چيز است كه اين امت طاقت آن را ندارد . مواسات با برادر ديني در مال ، انصاف مردم از خويش ، و ذكر و ياد خدا در هر حال ، و آن ذكر « سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر » نيست ، بلكه هر گاه بر عملي درآمد كه بر او حرام گشته از خداي عزّ و جلّ بترسد و آن را واگذارد .


يا علي ! سه چيز است كه حافظه را زياد كند و بيماري را ببرد . كندر ، مسواك كردن ، خواندن قرآن .


يا علي ! سه چيز از وسواس است : خوردن گِل ، گرفتن ناخن ها با دندان ، جويدن ريش .


يا علي ! از سه خصلت تو را نهي مي كنم ( و به سختي باز مي دارم ) : حسد ، حرص ، تكبر .


يا علي ! ( بهره و شيريني ) زندگي در سه چيز است : خانه ي فراخ ، زن نيكو ، اسب ميان تهي .

ماخذ :


برگرفته از كتاب « آينه در آينه » تاليف زهرا يزدي نژاد

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت دهم
 

 

روایت اول  : هر که يک وجب از جماعت دور شود ، طوق مسلمانی از گردن خود بردارد مسند احمد ، مسند الانصار ، ح 2058

 
روایت دوم :  هر که صبوری کند ، به آرزوی خويش برسد . نهج الفصاحه ، ص 573، ح 2773

روایت سوم : هر که به پرخوری عادت کند ، دلش سخت شود . نهج الفصاحه ، ص 573، ح 2776

روایت چهارم : هر که غذا خورد و ديگری به او نگرد و جيزی بدو ندهد ، به بلايی مبتلا شود که دوا نداشته باشد . نهج الفصاحه ، ص 573، ح 2777


روایت پنجم : هر که دوست دارد از همه مردم نيرومندتر باشد ، بايد به خدا توکل کند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 101، ح 5686

روایت ششم : هر که ضمن دفاع از مال خويش کشته شود ، شهيد است . صحيح بخاری ، کتاب المظالم ، ح 2300

روایت هفتم : هر که زن بگيرد ، يک نيمه ايمان خويش را کامل کرده است ، پس از خدا در نيم ديگر بترسد . نهج الفصاحه ، ص 600، ح( 2936)

 

روایت هشتم : هر که تنگدستی را مهلت دهد تا گشايش يابد ، خدا گناهش را مهلت دهد تا توبه

کند . کنز العمال ، ج 6 ، ص 214، ح 15392 

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ خواجوی کرمانی
 

 

اي صبح صادقان رخ زيباي مصطفي صلي الله عليه و آله

و اي سرو راستان قد رعناي‌مصطفي صلي الله عليه و آله

 

آيينه سكندر و آب حيات خضر

نور جبين و لعل شكر خاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

معراج انبيا و شب قدر اصفيا 1

گيسوي روزپوش قمرساي مصطفي‌صلي الله عليه و آله

 

ادريس 2 كِاو معلم علم الهي است

لب بسته پيش منطق گوياي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

عيسي كه دير داير علوي مقام اوست

خاشاك روب حضرت اعلاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

بر ذروه «دني فتدلّي 3» كشيده سر

ايوان بارگاه معلاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

وز جام روح‌پرور «مازاغ 4» گشته مست

آهوي چشم دلكش شهلاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

خياط كارخانه «لولاك 5» دوخته

درّاعه 6 «ابيت 7» به بالاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

شمس و قمر كه لولو درياي اخضرن

از روي مهر آمده لالاي 8 مصطفيصلي الله عليه و آله

 

خالي ز رنگ بدعت 9 و عاري ز زنگ شرك

آيينه ضمير مصفّاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

كحل الجواهر 10 فلك و توتياي روح

داني كه چيست؟ خاك كف پاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

قرص قمر شكسته بر اين خوان لاجورد‌ 11

وقت صلاي معجزه 12 ايماي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

روح‌الامين كه آيت قربت به شأن اوست

قاصر ز درك پايه ادناي‌13 مصطفيصلي الله عليه و آله

 

در برفكنده زهره به غلطاق‌ 14 نيلگون

از سوگ زهرخورده 15 زهراي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

گومه به نور خويش مشو غرّه زانك او

عكسي بود ز غرّه غرّاي 16 مصطفيصلي الله عليه و آله

 

بر بام هفت منظر بالا كشيده‌اند

زاين چار صفّه ‌17 رايت آلاي ‌18 مصطفيصلي الله عليه و آله

 

«خواجو» گداي درگه او شو كه جبرئيل

شد با كمال مرتبه مولاي مصطفيصلي الله عليه و آله

 

پي‌نوشت‌ها

1- دوستان خالص و صافي و برگزيده (مفرد آن: صفي).

2- ادريس: پيامبري كه پيش از بني اسرائيل به سبب درس گفتن- بنابر روايات- بدين نام مشهور شده است.

3- اشاره است به آيه 8 سوره نجم در مورد معراج پيامبرصلي الله عليه و آله و رسيدن به مقام قرب الهي.

4-  اشاره است به آيه‌ 17سوره نجم: ما زاغ البصر و ما طغي (نلغزيد ديده و سركشي نكرد.)

5- اشاره است به حديث قدسي: لولاك لما خلقت الافلاك .

6- درّاعه: نوعي روپوش و جبّه.

7- ابيت: اشاره است به حديث نبوي: ابيت عند ربي يطعمني و يسقيني (رك: احاديث مثنوي).

8- لالاي- تابان و درخشان.

9- عقيده و نظري مخالف سنّت و شرع و آراء مقبول.

10- سرمه‌اي كه در آن مرواريد ناسفته و ديگر جواهرات انداخته، براي روشني چشم مي‌سائيدند.

11- آسمان لاجوردي.

12- اشاره است به معجزه شق‌القمر كه بر اثر اشاره انگشت حضرت رسولصلي الله عليه و آله انجام شد.

13- ادني: پست‌ترين، كمترين.

14- كلاه و فرجي و برگستوان و قبا (ناظم‌الاطباء)

15- مقصود حضرت مجتبي(ع) است.

16- غرّاء: روشن، تابان.

17- صفّه: ايوان مقصود شرق و غرب و شمال و جنوب است.

18- الاء: نعمت‌ها، نيكويي‌ها.

* ديوان خواجوي كرماني به تصحيح احمد خوانساري، 1336هـ. ش، تهران.

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت نهم
 

 

روایت اول : هر زنی که بميرد و شوهرش از او خشنود باشد ، به بهشت مي رود . سنن ابن ماجه ، کتاب النکاح ، ح 1844

 

روایت دوم  : هر کس چيزی از کار مسلمانان را به دست گيرد و در کار آنها مانند کار خود دلسوزی نکند ، بوی بهشت به او نخواهد رسيد . کنز العمال ، ج 6 ، ص 20، ح 14654

روایت سوم : هر کس به قدر يک وجب زمين را به ناحق تصرف کند ، روز رستاخيز خدا وادارش مي کندکه آن را تا عمق زمين هفتم بکند و طوق گردن کن تارسيدگی ميان مردم به پايان رسد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 502

روایت چهارم : هر جوانی در آغاز جوانی زن بگيرد، شيطان وی بانگ برآرد : وای بر او ، دين خود را از دستبرد من محفوظ داشت . کنز العمال ، ج 16، ص 276، ح (44441 )


روایت پنجم : هلاک پيشينيان شما از آنجا بودکه دزد معتبر را رها مي کردند و دزد ضعيف را مجازات مي دادند  صحيح مسلم ، کتاب الحدود ، ح 3196

روایت ششم : من از آنچه نمي دانيد نگرانی ندارم ، ولی بايد ديد آنچه را مي دانيد چگونه به کار مي بنديد  کنز العمال ، ج 10، ص 191، ح 29003

روایت هفتم : آدمی زاد پير مي شود و دو چيز از او جوان مي شود : حرص مال و حرص عمر کنز العمال ، ج 3 ، ص 490، ح 7557  

روایت هشتم : بالاترين دستاويزهای ايمان اين است که کسی را برای خدا دوست داری و کسی را برای خدا دشمن داری . مسند احمد ، مسند الکوفيين ، ح 17793 

روایت نهم : مؤمنان بايد از رنج يکديگر متألم شوند ، چنانکه تن از رنج سر متأثر مي شود . کنز العمال ، ج 1 ، ص 145، ح 707 

روایت دهم : بدتر از همه مردم پيش خدا روز قيامت ، کسی است که مردم از شر او بترسند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 502، ح 7613

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ مولوی

 

 

مصطفي را وعده كرد الطاف حق
گر بميري تو نميرد اين سبق

من كتاب و معجزت را حافظم
بيش و كم كن راز قرآن را فضم

هست قرآن مر ترا همچو عصا
كفرها را دركشد چو اژدها

تو اگر در زير خاكي خفته اي
چون عصايش دان هر آنچه گفته اي

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت هشتم
 

 

روایت اول : بدتر از همه مردم پيش خدا روز قيامت ، کسی است که مردم از بيم بدزبانيش از او حذر کنند . صحيح مسلم ، کتاب البر و الصله ، ح 4693

 

روایت دوم  : مردم را از معاشرانشان بشناسيد ، زيرا کند هم جنس با هم جنس پرواز .  نهج الفصاحه ، ص 19، ح 106

روایت سوم  : بر امت خويش بيش از هر چيز از هوس و آرزوی دراز بيم دارم . کنز العمال ، ج 3 ، ص 490، ح (7553 )

 
روایت چهارم : خدا را بخوانيد و به اجابت دعای خود يقين داشته باشيد و بدانيد که خداوند دعا را از قلب غافل بي خبر نمي پذيرد . کنز العمال ، ج 2 ، ص 72، ح (3176 )

 

 روایت پنجم  : از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است دو کفش آتشين بپا دارد که مغز وی از حرارت کفشهايش به جوش مي آيد . کنز العمال ، ج 14، ص 527، ح 39507

روایت ششم : وقتی بنده از خدا بترسد ، خداوند همه چيز را از او بترساند ، و اگر از خدا نترسد خداوند او را از همه چيز بترساند . کنز العمال ، ج 3 ، ص 149، ح 5915


 
روایت هفتم  : اگر کسی زنی را خواستگاری کرد و موی خود را رنگ مي بندد بايد بدو خبر دهد که .موی خود را رنگ مي بندد ، يعنی پيری خود را نبايد مخفی کند . کنز العمال ، ج 16، ص 291، ح ۴۵۲۹

 

روایت هشتم  : استوارترين کارها سه چيز است : ياد خداوند در همه حال ، و رعايت انصاف ، و تقسيم مال با برادر دينی نهج الفصاحه ، ص 57، ح 290

 روایت نهم  : دعايی که غايبی برای غايبی ديگر کند ، از همه دعاها زودتر مستجاب مي شود . سنن ابی داود ، کتاب الصلاة ، ح 1312

روایت دهم  : شجاعترين مردم آن کس است که بر هوس خويش تسلط يابد . نهح الفصاحه ، ص 58، ح 299

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ آيت الله شيخ محمد حسين اصفهانى
 

 

اى اصل قديم و عقل اَقدم
وى حادث با قديم توأم

در رتبه تويى حجاب اَقرب
بودى تو نبى و در گِل آدم

ملك و ملكوت در كف تست
چون خاتمى اى نبىّ خاتم

از لطف تو شمّه اى است فردوس
وز قهر تو شعله اى است جهنّم

قدّ ملك است در برت راست
پشت فلك است در درت خم

فهم خرد و زبان گويا
در وصف تو عاجزند و اَبكم

فرمود به شأنت ايزد پاك
لَولاكَ لَما خَلقتُ الأفلاك

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت هفتم

 

 

روایت اول : چه بسا ساعتی  خوشی که موجب رنج طولانی شده است . کنز العمال ، ج 15، ص 935، ح 43605

روایت دوم  : قرض کمتر گير تا آزاد باشی . کنز العمال ، ج 16، ص 21، ح 43756

 روایت سوم  : خداوند دوست دارد که وقتی  يکی از شما کاری مي کند آن را کامل کند .
کنز العمال ، ج 3 ، ص 907، ح 9128

 
روایت چهارم : خداوند ملايمت را در همه چيز دوست دارد . صحيح بخاری ، کتاب الادب ، ح 5565 

 
روایت پنجم  : خداوند شخص آسان گير نرمخو را دوست دارد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 3 ، ح 5139 


 
روایت ششم : خداوند دوست دارد که ميان فرزندان خود حتی در بوسيدن آنها به عدالت رفتار کنيد . کنز العمال ، ج 16، ص 445، ح 45350  

روایت هفتم : .پشيمانتر از همه مردم در روز قيامت ، مردی است که آخرت خود را به دنياي
ديگری فروخته است . کنز العمال ، ج 3 ، ص 510، ح 7660

      
 
روایت هشتم : بدبخت ترين بدبختان کسی  است که فقر دنيا و عذاب آخرت را با هم دارد .
کنز العمال ، ج 6 ، ص 470، ح 16593


روایت نهم  : بهترين کسب ها ، کسب تجاری است که به هنگام سخن دروغ نگويند و در امانت خيانت نکنند و به وعده وفا کنند و در پرداخت قرض خود تعلل نکنند و به
هنگام فروش در ستايش جنس خود مبالغه نکنند و به هنگام خريد از جنس ديگران
بد نگويند . نهج الفصاحه ، ص 119، ح 595

 

روایت دهم  : مردمی از بهشتيان به سوی گروهی  از جهنميان نگران شوند و گويند برای چه به جهنم رفتيد ؟ به خدا ما به کمک چيزهايی که از شما آموختيم به بهشت درآمديم ، جهنميان گويند : ما مي گفتيم ولی عمل نمي کرديم . کنز العمال ، ج 10، ص 189، ح 28991

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     احادیث ناب نبوی _ قسمت ششم
 

 

حدیث اول : عاليقدر از همه مردم کسی است که در آنچه بدو مربوط نيست و برايش فايده ندارد مداخله نکند . نهج الفصاحه ، ص 68، ح 355


 حدیث دوم  : عاقل تر از همه مردم کسی است که با مردم بيشتر مدارا کند . نهج الفصاحه ، ص 69، ح 358


 حدیث سوم : دانشمندتر از همه مردم کسی است که دانش ديگران را به دانش خود بيفزايد . نهح الفصاحه ، ص 69، ح 360

 حدیث چهارم : عمرهای امت من ميان شصت و هفتاد سال است . سنن ابن ماجه ، کتاب الزهد ، ح 4226

روایت پنجم  : همانا بهترين صدقه ها آن است که به خويشاوندی که دشمن توست چيزی بدهی . مسند احمد ، باقی مسند الانصار ، ح 22430

روایت ششم : بهترين عبادت انتظار گشايش است . سنن ترمذی ، کتاب الدعوات ، ح 3494


روایت هفتم  : روز قيامت مرکب دانشوران و خون شهيدان را هم سنگ کنند و مرکب دانشوران بر خون شهيدان مرجح شود . نهج الفصاحه ، ص 648، ح 3222

 روایت هشتم  : مي خواهيد شما را از زنانی که اهل بهشتند خبر دهم ؟ زن وفاداری که فرزند زياد آورد و زود آشتی کند و همينکه بدی کرد گويد اين دست من در دست توست ، چشم بر هم نمي گذارم تا از من راضی شوی . کنز العمال ، ج 15، ص 884، ح 43505


روایت نهم  : مي خواهيد شما را به آن کس که از همه زورمندتر است رهبری کنم ؟ آنکه هنگام خشم بهتر خود را نگاه مي دارد . کنز العمال ، ج 3 ، ص 520، ح 7700


روایت دهم : .بدانيد که کار اهل بهشت مانند آن است که از راه سختی بر تپه مرتفعی بالا روند ، و کار اهل جهنم مانند آن است که در سراشيب زمين همواری راه سپرند . نهح الفصاحه ، ص 90، ح 471

 

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  

     شعر _ در سوگ پیامبر 4
 

مدينه بعد پيغمبر چه محزون و غم انگيزى
بهارت در سفر رفت و تو مهماندار پاييزى


مدينه بعد پيغمبر نديدى روز خوش ديگر
امان از بى وفايى ‏ها امان از چرخ بازيگر


مدينه كرده ‏اى پرپر گل دامان زهرا را
به ناكامى زدى بر هم سروسامان زهرا را


مدينه! بعد پيغمبر مصيبت سربه هرسوزد
خودم ديدم كه گلزارش ميان شعله مى ‏سوزد


مدينه! فاطمه غم را تجسم كرده يعنى چه
كنار بستر بابا تبسم كرده يعنى چه


مدينه! بعد پيغمبر تو با زهرا مدارا كن
على مظلوم و تنها شد گره از كار او واكن


مدينه! بعد پيغمبر در اين گلشن چه ديدى تو
صداى قلب زهرا را ز پشت در شنيدى تو

  نوشته شده توسط خديجه نقيبي و زهرا آگاه |  
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
آرشيو مطالب
مطالب پیشین

پست شماره :259
تاریخ ارسال
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
قواميت مردان بر زنان

پست شماره :255
تاریخ ارسال
چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386
تعدد همسر برای مردان و ظلم در حق زنان

پست شماره :254
تاریخ ارسال
یکشنبه هجدهم آذر 1386
سهم الارث زنان

پست شماره :264
تاریخ ارسال
شنبه هفدهم آذر 1386
عدالت در مورد همسران

پست شماره :260
تاریخ ارسال
جمعه شانزدهم آذر 1386
دستور به شهوترانی در قرآن

پست شماره :258
تاریخ ارسال
شنبه دهم آذر 1386
خواستگاري از زنان و اهانت به آنها !

پست شماره :263
تاریخ ارسال
سه شنبه ششم آذر 1386
دستور قتل زنان !

پست شماره :262
تاریخ ارسال
سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
دیه زنان نصف دیه مردان ؟!!

پست شماره :253
تاریخ ارسال
پنجشنبه هفدهم آبان 1386
تنبیه بدنی زنان

پست شماره :261
تاریخ ارسال
چهارشنبه نهم آبان 1386
کیفیت خلقت حوا

پست شماره :252
تاریخ ارسال
جمعه بیست و سوم شهریور 1386
امان نامه از آتش جهنم توسط حضرت رضا عليه السلام

پست شماره :251
تاریخ ارسال
شنبه دهم شهریور 1386
عنايت حضرت رضا عليه السلام به مهندس اتريشي

پست شماره :250
تاریخ ارسال
پنجشنبه هشتم شهریور 1386
عنايت حضرت رضا عليه السلام به پهلوان مشهدي

پست شماره :249
تاریخ ارسال
پنجشنبه هشتم شهریور 1386
دو معجزه از حضرت رضا عليه السلام

پست شماره :248
تاریخ ارسال
دوشنبه پنجم شهریور 1386
معجزه اي جالب از حضرت رضا عليه السلام

پست شماره :140
تاریخ ارسال
دوشنبه هفتم اسفند 1385
لیست تاریخ نبوی

پست شماره :216
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 14

پست شماره :215
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 13

پست شماره :214
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 12

پست شماره :245
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
لیست اشعار نبوی

پست شماره :244
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
لیست سیره نبوی

پست شماره :243
تاریخ ارسال
شنبه پنجم اسفند 1385
لیست احادیث نبوی

پست شماره :242
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
لیست وصایای نبوی

پست شماره :213
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 11

پست شماره :212
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 10

پست شماره :211
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 9

پست شماره :210
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 8

پست شماره :209
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 7

پست شماره :208
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
وصایای پیامبر اکرم به ابوذر غفاری 6

پست شماره :241
تاریخ ارسال
جمعه چهارم اسفند 1385
شعر _ سنائی غزنوی
لوگوی دوستان

WinPersian

نواي رحمت
آمـــار وبلاگ
بازديدها :