|
درباره وبلاگ
به نام خدا . بعد از آنكه مطالبی هر چند ناچیز از زندگی بیکران حضرت رسول و امام رضا علیهما السلام نوشتيم توفیقی شد تا به شبهاتی که در مورد زنان علیه آیات قران اقامه شد را در اینجا مورد بررسی قرار داده و به آن پاسخ گویم . امید که شما مخاطبین گرامی بتوانید از این مطالب نهایت استفاده را ببرید . با تشکر از همه شما .
پيوندهاي ویژه
پيوندها
جشنواره امام رضا ع
مقام معظم رهبری ریاست جمهوری سایت تبیان سایت اندیشه قم سایت شیا سرچ سایت کلام اسلامی فستيوال بزرگ كيش
تاریـــــخ امـــروز
سخـــن روز
امکانات وبــلاگ
پشتيباني و ويرايش قالب
|
سبب این غزوه این شد که کرز بن جابر فهری دستبردی به اطراف مدینه زد و قسمتی از رمهها و گلههای مردم شهر را به غارت برد و به گفته برخی چون با قریش رابطه داشت این حمله یک تجاوز سیاسی تلقی شد، و رسول خدا(ص)زید بن حارثه را بر مدینه گماشت و تا جایی به نام«سفوان»که از نواحی بدر بود به تعقیب وی رفت و چون به او دسترسی نیافتبه مدینه بازگشت. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 291 نویسنده: رسولی محلاتی
بعد از غزوه عشیره و پس از بازگشت رسول خدا(ص)به مدینه پیش از غزوه بدر اولی یا بعد از آن، سعد را با گروهی که مرکب از هشت نفر یا بیشتر بودند به منظور برخورد با کاروان قریش فرستاد، ولی کاروانیان پیش از آنکه فرستادگان به محل عبور آنها برسند از آن ناحیه گذشته بودند و از این رو سعد و همراهان به مدینه بازگشتند. کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 290 نویسنده: رسولی محلاتی
پیامبر در ماه جمادی الاولی ابا سلمة بن عبد الاسد را در مدینه منصوب فرمود و خود با گروهی از مهاجرین از شهر بیرون آمد و راه«نقب بنی دینار»را پیش گرفته همچنان تا جایی به نام«عشیره»براند و در آنجا توقف کرد و تا چند روز از ماه جمادی الثانیه را نیز در آنجا ماند و در این مدت با قبیله بنی مدلج و متحدین آنها از قبایل دیگر پیمان دوستی بسته و به مدینه بازگشت. ابن هشام و دیگران از عمار بن یاسر نقل کردهاند که گفته است: در غزوه عشیره من و علی بن ابیطالب همسفر و مانوس بودیم و در آن چند روزی که در عشیره توقف داشتیم روزی علی بن ابی طالب به من گفت: بیا تا به تماشای بنی مدلج که در نخلستان در آن نزدیکی کار میکردند برویم و من با او به آن نزدیکی رفتیم و همچنان که نشسته بودیم و کار آنها را تماشا میکردیم خوابمان گرفت و هر دو برخاسته زیر نخله خرما و روی شنهای نرمی که آنجا بود خوابیدیم. هنگامی به خود آمدیم که رسول خدا(ص)بالای سر ما ایستاده بود و ما را با پای خود حرکت میداد، من و علی بن ابیطالب که سر و رویمان خاک آلود شده بود برخاسته و در برابر آن حضرت ایستادیم، پیغمبر اسلام که سر و صورت خاک آلود علی را دید فرمود: ای ابو تراب این چه حالی است؟ و سپس فرمود: آیا شما را از بدبختترین و شقیترین مردم آگاه نکنم که آنها کیاناند؟ - عرض کردیم: چرا یا رسول الله! - فرمود: یکی همان پی کننده ناقه(صالح)است - و سپس در حالی که اشاره به علی بن ابیطالب میکرد - فرمود: و دیگری آن کسی است که بر اینجای سر تو ضربت میزند و این محاسن تو را از آن رنگین میسازد. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 289 نویسنده: رسولی محلاتی
این غزوه در ماه ربیع الاول - یعنی یک سال پس از هجرت - غزوه بواط اتفاق افتاد و«بواط»نام جایی بوده در ناحیهای از نواحی کوه«رضوی»که رسول خدا(ص)به منظور جنگ با قریش به همراه جمعی از مدینه خارج شد و سائب بن عثمان بن مظعون را به کار مردم شهر گماشت و بدون آنکه با قریش برخورد کند و جنگی رخ دهد از همانجا به مدینه بازگشت. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 289 نویسنده: رسولی محلاتی
به گفته ابن هشام در ماه صفر، یعنی یازده ماه پس از ورود رسول خدا(ص)به مدینه، نخستین غزوه و اولین سفری که آن حضرت به منظور جنگ با دشمنان اسلام از شهر خارج شد اتفاق افتاد، در این سفر رسول خدا(ص)سعد بن عباده را برای رسیدگی به کارهای مردم در مدینه گماشت و خود با جمعی از مسلمانان به منظور جنگ با بنی ضمره و اطلاع از وضع کاروان قریش بیرون آمد ولی به کاروان برخورد نکرد و با بنی ضمره نیز پیمانی به عنوان صلح و دوستی و عدم تعرض بست و به شهر بازگشت. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 284 نویسنده: رسولی محلاتی
کاروان قریش به سرپرستی ابو سفیان و یا به قول ابن هشام به سرکردگی عکرمه یا مکرز بن ابی حفص و حمایت دویست نفر مرد شمشیر زن به شام میرفت که رسول خدا(ص) عبیدة بن حارث را با شصت نفر از مهاجرین یا به گفته برخی هشتاد تن به طرف آنها روانه کرد و باز هم با اینکه دو دسته به هم برخوردند ولی بدون جنگ و زد و خورد از هم گذشتند و تنها سعد بن ابی وقاص که در لشکر مسلمین بود تیری به سوی کاروانیان پرتاب کرد و این نخستین تیری بود که به دست مسلمانان به سوی مشرکین پرتاب میشد. این سفر به منظور سیاسی و یا غرضهای دیگری که انجام شده بود برای دو نفر از مسلمانان مکه که نتوانسته بودند خود را به همکیشان مهاجر خود به مدینه برسانند بسیار سودمند بود، زیرا این دو نفر که یکی مقداد بن عمرو بهرانی و دیگری عتبة بن غزوان مازنی نام داشتند، مدتها بود که مسلمان شده بودند اما مانند بسیاری از مسلمانان دیگر از ترس سران قریش و نزدیکان مشرک خود نتوانسته بودند از مکه هجرت کنند، و همین که دیدند کاروان قریش به سوی شام حرکت میکند به عنوان حمایت و نگهبانی کاروان همچون دیگر نگهبانان آزادانه از مکه خارج شدند و گویا چشم به راه آمدن مسلمانان و مترصد چنین فرصتی بودند که بتوانند به آنها بپیوندند و همین برخورد سبب شد که آن دو نفر به آسانی بتوانند از میان کاروانیان خارج شده و به مسلمانان بپیوندند. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 283 نویسنده: رسولی محلاتی
رسول خدا(ص)مطلع شد که کاروانی از قریش تحت نظارت و ریاست ابو جهل به همراهی سیصد نفر از مردم مکه به سوی شام میرود، آن حضرت حمزة بن عبد المطلب را با سی نفر از مسلمانان که همگی از مهاجران و اهل مکه بودند به سوی آنها فرستاد و چون به هم رسیدند یکی از آنها به نام مجدی بن عمرو که با هر دو دسته پیمان صلح داشت وساطت کرد و از زد و خورد میان دو دسته جلوگیری نمود و بدون آنکه جنگی و برخوردی رخ دهد از یکدیگر جدا شدند و این ماجرا چنانکه برخی گفتهاند در ماه هفتم هجرت اتفاق افتاد. ماخذ : کتاب: زندگانی حضرت محمد(ص) ص 283 نویسنده: رسولی محلاتی
|
فهرست اصلي
آرشيو موضوعي
* شبهه تعدد همسر
* شبهه ارث زنان * شبهه خواستگاري از زنان * شبهه قواميت مردان بر زنان * شبهه تنبيه بدني زنان ! * شبهه خلقت حوا * شبهه قتل زنان ! * شبهه ديه زنان * دستور به شهوتراني در قرآن *عدالت در مورد همسران آرشيو مطالب
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته دوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته دوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته چهارم آذر 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته دوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته سوم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته سوم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 مطالب پیشین
لوگوی دوستان
نواي رحمت
|